|
دو تا دانشجو پزشكي داشتن تو خيابون ميرفتن، ميبينند جلوشون يه يارو داره گشادگشاد راه ميره. يكيشون ميگه: اين بابا بواسير داره. اون يكي ميگه: نه اين آپانديسشو عمل كرده. خلاصه هي با هم بحث ميكنن ولي به هيچ نتيجه اي نميرسن، ميگن بريم از خودش بپرسيم. ميرن به يارو ميگن: آقا ببخشيد، ما ديديم شما اينجوري راه ميرين، با هم شرط بندي كرديم، من ميگم شما آپانديستون رو عمل كردين ولي رفيقم ميگه شما بواسير دارين. يارو ميگه: والله هرسه تامون اشتباه كرديم! منم اول فكرميكردم گوزه، ولي نامرد، ان بود!
پسر یارو به باباش ميگه: بابا پنکه سقفيمون خراب شده. پدرش ميگه: وقتي 20 نفري ميخوابيد زيرش ميخوايد خراب نشه
در تبریز به خاطر میلاد امام علی به هر کی اسمش میلاد بود جایزه دادن
تركه مي ره پيش اخونده مي گه حاج اقا با كفش مي شه نماز خوند؟ اخونده مي گه نه جانم نمي شه. تركه مي گه ولي من خوندم ... شد
|