تبليغاتX
** دیگه سلطان قلبم نیستی **

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

** دیگه سلطان قلبم نیستی **



 

لحظه تحویل سال در ایران :

 ساعت 3:37:26 ثانیه ، روز چهارشنبه 1 فروردین ۱۳۸۶

‌«یا حّق»

سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 توسط سعید |

تبریک سال نو

با تبریک سال نو و عید باستانی نوروز

 امیدوارم سالی پر از عشق پر از سلامتی پر از دوستی و صفا و صمیمیت داشته باشین این شعر رو

هم تقدیم می کنم به همه شما سروران

و  به گل قشنگم که خودش میدونه کیه.

 

 بوی باران بوی سبزه بوی خاک

 شاخه های شسته باران خورده پاک

 آسمان آبی و ابر سپید

 برگهای سبز بید

 عطر نرگس رقص باد

 نغمه شوق پرستو های شاد

 خلوت گرم کبوترهای مست

 نرم نرمک میرسد اینک بهار

  خوش به حال روزگار

 خوش به حال چشمه ها و دشتها

 خوش به حال دانه ها و سبزه ها

 خوش به حال غنچه های نیمه باز

 خوش به حال دختر میخک که می خندد به  ناز

 خوش به حال جام لبریز از شراب

 خوش به حال آفتاب

 ای دل من گرچه در این روزگار

 جامه رنگین نمی پوشی به کام

 باده رنگی نمی نوشی ز جام

 نقل و سبزه در میان سفره نیست

 جامت از آن می که می باید تهیست

 ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم

 ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب

 ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار

 گر نکوبی شیشه غم را به سنگ

 هفت رنگش می شود هفتاد رنگ

عزیزانم عیدتون مبارک

هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز

سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 توسط سعید |

سفرة هفت‌سين

عدد هفت در همة فرهنگ‌ها و اديان عدد مقدسي است. سفرة رنگيني هم كه ايرانيان براي تحويل سال نو مي‌چينند هفت سين دارد كه همگي جنبة نمادين دارند. سبزه اولين و شاخص‌ترين سيني است كه هر سفره‌اي به آن مزين مي‌شود. اغلب زنان ترجيح مي‌دهند سبزه را خودشان از دانه‌هاي گندم، عدس يا جو سبز كنند. به اين دليل چند روز مانده به عيد دانه‌هاي مرطوب را در سيني پهن مي‌كنند. اين‌كه سبز كردن دانه‌هاي خوردني به زنان محول مي‌شود، توجيه نمادين دارد. به‌ويژه آن‌كه آغازگر كشاورزي زنان بوده‌اند. زيرا مردان شكار مي‌رفتند و گله را براي چرا به دشت‌ها مي‌بردند، و زنان به باغباني و كشاورزي مي‌پرداختند. از سوي ديگر در فرهنگ‌هاي باستاني الهه‌هاي زايش و رويش همواره از بين زنان انتخاب شده است. با اين ذهنيت تاريخي دربارة زنان، سبز كردن سبزه توجيه اسطوره‌اي و نمادين پيدا مي‌كند. سين‌هاي بعدي سيب، سمنو، سير، سنجد، سكه و سماق هستند كه با نيت هفت‌سين خوشبختي سعادت، سيادت، سلامت، سپيدروزي، سرافرازي، سخاوت و سربلندي روي سفره‌اي حصيري يا پارچه‌اي و يا بر روي سيني بزرگي چيده مي‌شود. پيروان مذاهب مختلف كتاب مقدس خود را نيز سر سفرة هفت‌سين مي‌گذارند، مسلمانان، كليميان و زرتشتي‌ها به ترتيب قرآن، تورات و اوستا در سفرة هفت‌سينشان دارند.
سفرة عيد شيريني و ميوه و آجيل و اسپند و آيينه و آب و تخم‌مرغ‌هاي رنگين هم دارد و جايي هم به ماهي قرمز و تنگ بلورش داده مي‌شود. رنگ كردن تخم‌مرغ‌ها و چيدن سفرة هفت‌سين محصول مشترك مادران و بچه‌هاست.
زرتشتي‌ها در كنار هفت‌سين، سفرة هفت‌شين نيز پهن مي‌كنند و در آن شمع و شراب و شمشاد و شيريني و شير و شاهدانه و شربت مي‌گذارند. آويشن و سنجد و اسپند هم، كه پاي ثابت همة آيين‌هاي مذهبي آنهاست، در چهارگوشة سفره‌شان ديده مي‌شود.
سفرة هفت‌سين چند ساعت قبل از لحظة تحويل سال پهن مي‌شود. تا آن موقع، زنان همة كارها را انجام داده‌اند و همه چيز براي آغاز سال نو مهياست.
تمام اين تكاپوها براي رسيدن يك لحظه است: لحظة تحويل، كه به دنبالش بهار مي‌آيد و نشانه‌هايش را مي‌آورد. بهار با جشنوارة رنگ‌هاي شاد گل‌ها كه در دامن دشت‌ها به‌پا مي‌شود، بهار با اندام عريان درختاني كه جامة سبز به تن مي‌كنند. هر برگ و شكوفه‌اي كه جوانه مي‌زند شمعي است كه به افتخار جشن تولد طبيعت روشن مي‌شود.
در ديد و بازديدهاي عيد و پذيرايي از مهمانان باز هم نقش اصلي را زنان ايفا مي‌كنند.
دكتر نيك‌نام دربارة نقش زنان در مهمانداري مي‌گويد: «زرتشتيان از آن جهت نوروز را گرامي مي‌دارند كه باور دارند در ايام پيش از نوروز، ميزبانِ مهمانان ارزشمندي هستند كه روان درگذشتگان آنهاست. يعني روان همة انسان‌هايي كه از اول تا امروز بوده‌اند و درگذشته‌اند؛ زنان زرتشتي به همين دليل خانه‌تكاني مي‌كنند. تهية غذاهاي خوب و لباس‌هاي نو براي فرزندان و بقية افراد خانواده و سپس پذيرايي از مهمانان به عهدة آنهاست.» وي دربارة اين‌كه اين وظايف از كجا براي زنان تعيين شده است، مي‌گويد: «در دين زرتشتي، تقسيم وظايف در اوستا مشخص شده است. به‌ويژه آن‌كه ما به زن‌ها صفت كدبانو مي‌دهيم "كَد" يعني خانه و "بانو" يعني پادشاه، به عبارتي زنْ پادشاه خانه است و همة آنچه به امور خانواده مربوط است بر عهدة زنان است و اين نقش همچنان حفظ شده است.» دكتر وكيليان هم نوروز را جشني خانوادگي توصيف مي‌كند و مي‌افزايد: «به همين دليل همة تدارك عيد از خانه‌تكاني، سبزه سبز كردن و درست كردن شيريني و گستردن سفرة هفت‌سين با سليقه و نظر زنان انجام مي‌شود. از مهم‌ترين رسوم عيد ديد و بازديد و صلة رحم است كه بار آن به دوش زنان است. تازه مگر هر وقت مهماني وارد خانه مي‌شود، زن خانه از او پذيرايي نمي‌كند و كارها را به عهده نمي‌گيرد؟ خوب، در نوروز اين بار سنگين‌تر است و اصلاً به همين دليل است كه نوروز بدون زن بي‌معني است و لطفي ندارد. شايد بدون مردان نوروز برگزار شود اما بدون زنان هرگز.»

این سفره در دوران باستان """هفت شین""" (شهد، شکر، شیرینی، شراب، شببو، شالین، شبدر) بوده است اما در پی ممنوعیت شراب در ایران در قرن ۳ هجری این هفت «سین» بود که جای هفت شین را گرفت، در اصل هفت شین ثابت بود اما هفت سین تقریبآ هر چیزی که از نظر مردم خوش یمین باشد و با سین شروع شود می‌تواند باشد. این سفره اجزائی دیگر هم دارد مانند آینه که نماد نور و راستی است، ماهی که نماد زندگی نیک بختی است، شمع که نماینده آتش است، گل که نماد دوستی است و کتاب که نماد دانائی است.

موبدان آدریان شوش در همان سال های اعراب هفت سین را جای گزین هفت شین کردند که هفت سین آنها عبارت بود از :
  • سبزه: نماد خرمی و نو زیستی
  • سرکه: جایگزین شراب و نماد شادی (میوه درخت تاک در ایران میوه شادی خوانده میشد)
  • سمنو: نماد خیر و برکت
  • سیب: نماد مهر و مهرورزی
  • سیر: نگهبان سفره (در اکثر فرهنگ های آریائی برای سیر نقش محافظت کننده از شر قائل بودند)
  • سماق: نماد مزه زندگی
  • سنجد: نماد حیات و بزر حیات

سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385 توسط سعید |

پرسپولیس رو عشق است

شنبه بیست و ششم اسفند 1385 توسط سعید |

نامردین اگه نظر ندین!

شنبه بیست و ششم اسفند 1385 توسط سعید |

بخند به روی دنیا, دنیا به روت بخنده


 تركه تو چشمش آشغال ميره، ساعت 9 شب واي ميسته دم در.

 به تركه ميگن: جسم شفاف چيه؟ ميگه: جسمي كه از اين ورش اون ورش ديده
شه. ميگن: مثال بزن: ميگه: نردبون.

پسره مياد پيش باباش . ميگه بابا من براي اولين بار امروز تو زندگي ام سکس
کردم . باباش خوشحال ميشه و ميگه : آفرين پسرم واقعا که بچه خودم هستي بيا
بشين برام تعريف کن که چطور بود و چجوري مخ طرف رو زدي ؟.. پسره ميگه :
نميتونم بشينم آخه هنوز کونم درد ميکنه.....

زنه تو اتوبوس سينه اش رو در آورده بود و ميخواست به بچه اش شير بده . بچه
هي شير نميخورد . زنه هم ميگفت مامان جان بخور ديگه اگه نخوري ميدم اين آقا
پشتي بخوره ها . يه نيم ساعتي ميگذره . يارو مرده که صندلي عقب نشسته بود
ميگه خانم بلاخره تصميمت رو بگير اگه نميخوره بده من بخورم ديگه . من بايد سه
تا ايستگاه عقب تر پياده ميشدم....

 حضرت آدم شاكي ميره پيش خدا ميگه: خدايا يه چيزي به اين حوا بگو، خيلي
منو اذيت ميكنه. خدا ميگه: چي شده؟ اين دفعه چي كار كرده؟! ميگه: هيچي
بابا، همه شورتهاي منو برداشته باهاشون دلمه درست كرده!

 تركه ميره داروخونه، داد ميزنه: آقــا كـــانـــدوم داريـــن؟!! يارو ميگه: آقا يواش تر!
اين چيزا روكه بلند نميگن، خوب چند تا ميخواي؟ ميگه: يه بسته. بعد تركه آروم
ميگه: ببخشيد وازلين هم دارين؟ مرده ميگه: بابا اين كه اشكال نداره، بلند بگو
مسئله اي نيست. خوب حالا چقدر ميخواي؟ تركه داد ميزنه: بـه انــدازه دو دور
كــون كــردن!

دو تا زن کنار هم تو ماشين نشسته بودند اولي سوال ميکنه عزيزم شغل شما
چيه ؟ زنه ميگه من صبح دوش ميگيرم آرايش ميکنم ميرم بيرون يه چند ساعتي
دور ميزنم کار ميکنم بعد ميرم خونه يه دوش ميگيرم خودم رو ميشورم ميرم دوباره
يه دور ميزنم باز ميام يه دوش ميگرم بعد ميرم يه دور ميزنم ميام يه دوش ديگه
ميگيرم . شغل شما چيه ؟ زن دومي ميگه عزيزم من هم مثل شما جنده هستم
فقط اينقدر وسواس ندارم ....

يارو زن و شوهره خفن بد مذهبي بودن. خلاصه يك شب اين دو تا رفته بودن مسجد محله، ملاي محل پاي منبر ميگه كه هر كدوم از مسلمين كه امشب با زوجشون نزديكي كنند، خدا ثواب يك حج رو براشون مينويسه! حاج‌آقا هم حسابي شنگول ميشه، كه: آاي چه حجي بريم امشب! خلاصه اينها برميگردن خونه و حاج‌آقا ميگه: حاجيه‌خانوم، لطف كنيد مهيا بشيد كه انشاالله امشب توفيقش باشه يك حج مشرف بشيم! زنه ميگه: متاسفانه حاجي‌اقا امشب حوصله ندارم.. توفيقش باشه واسه يك شب ديگه! مرده ميخوره تو پرش، بعد يك مدت ميگه: خوب لااقل بگذاريد يكم بماليم كه حداقل تا مدينه مشرف بشيم!! زنه ميگه: حاجي‌آقا همونطور كه عرض كردم امشب توفيقش نيست، انشاالله باشه يك شب ديگه. مرده ميگه: پس حاجيه‌خانوم لطف كنيد لااقل يك لب بدين، كه ثواب يك زيارت مشهد رو برده باشيم! باز زنه ميگه: امشب توفيقش نيست.. باشه يك شب ديگه. آخر مرده شاكي ميشه، ميگه: اصلاٌ به جهنم، نمياي نيا! خودم تنها ميرم تا قم!!!

يارو تو خونشون يه اتاق بيشتر نداشتند ميخواسته با زنش حال کنه به بچه هاش
ميگه سرتون رو بکنيد زير لاهاف از اين پفک ها بخوريد هر کي پفک نخوره چوب تو
کونش ميکنم . چند دقيقه بعد يکي از بچه ها يواشکي سرش رو مياره بيرون .
ميترسه سريع مياد زير لاهاف شروع ميکنه به پفک خوردن . بقيه بچه ها ميپرسن
چي شده ؟ پسره ميگه زود باشين پفک بخوريد مامان پفک نخورده بابا يه
چوب گنده از تو شلوارش در آورده کرده تو کون مامان.....


حسن هر روز با سر و صورت زخمي ميرفت مدرسه . معلم ميپرسه ميگه تو چرا
هميشه اينطوري زخمي هستي . حسن ميگه خانم اجازه ما هر شب که ميريم
ميخوابيم بابامون از ته اتاق صدا ميکنه حسن خوابي يا بيدار . من هم ميگم
بيدارم . اون هم مياد و يه کتک مفصل بهم ميزنه . خانم معلم ميگه : خب امشب
که بابات صدات کرد جوابش رو نده که فکر کنه تو خوابي . حسن فردا با سر
شکسته مياد مدرسه . معلم ميگه چرا اينطوري شدي تو ؟ .. حسن ميگه خانم
ديشب بابامون صدا کرد حسن خوابي يا بيدار . من هم هيچي جواب ندادم .
دوباره صدا کرد من هم جواب ندادم . بعد به مامانم گفت خانم حسن خوابيده پاشو
بريم . من هم ترسيدم گفتم کجا ميريد من هم با خودتون ببريد . بابام هم از ته
اتاق گلدون رو پرت کرد تو سرم.....

شنبه بیست و ششم اسفند 1385 توسط سعید |

شنبه بیست و ششم اسفند 1385 توسط سعید |

شنبه بیست و ششم اسفند 1385 توسط سعید |

شنبه بیست و ششم اسفند 1385 توسط سعید |

اگه كلمه ى "دست" اختراع نشده بود؟؟!!

هيچ می دونين اگه كلمه ى "دست" اختراع نشده بود و به جاش از كلمه ى "چيز" استفاده می كرديم روزانه چه جمله هايی می شنيديم؟... زياد به مختون فشار نيارين! خودم مثال می زنم...

توی كتاب علوم می نوشتند: چيز خيلی مفيد است! با چيز می توان اجسام را بلند كرد! بعضی از چيزها مو دارند و برخی ديگر بی مو هستند! ولی كف چيز مو ندارد! هيچوقت چيز خود را توی سوراخ نكنيد! چون ممكن است جانوران نوك چيزتان را گاز بگيرند! هميشه قبل از غذا چيز خود را با آب و صابون بشوييد! هيچوقت با چيز كثيف غذا نخوريد! ..... خانمها هميشه دوست دارند به چيز خود لاك و كرم بمالند! اين عمل براى محافظت از چيز خوب است! آدم وقتی سردش می شود چيزش را روی بخاری يا زير بغل می گيرد!

در كتاب تاريخ می نوشتند: اردشير دراز چيز به هندوستان لشكر كشی كرد و چيز اجانب را كوتاه نمود! ..... مردم توی كوچه و بازار می گفتند: لامصب چيز ما نمك نداره! به هر كسی خوبی كرديم جوابش بدی بود! از قديم می گفتند با هر چيز بدی با همون چيز پس می گيری! ..... پدری به پسرش درس ادب می داد: پسرم هيچوقت پيش مردم چيزتو دراز نكن! ..... توی بيمارستانها آدمهايی رو می ديديم كه چيزشون توی تصادف قطع شده و مجبور بودند تا آخر عمر از چيز مصنوعی استفاده كنند! ..... دزدهای مسلح موقع زدن بانك می گفتند: چيزها بالا! چيزهاتون رو بذارين پشت سرتون! اگه كسی چيزش به زنگ خطر بخوره چيزشو می شكنيم! و رييس بانك به پليس می گفت: چيزم به دامنتون! دزدها رو بگيرين! و پليسها هم چيز از پا درازتر از ماموريت بر می گشتند! ..... هر روز در اخبار می شنيديم كه: اينبار چيز استكبار جهانی از آستين فلانی بيرون آمده!

و پسر جوانی در دفترچه ى خاطراتش می نوشت: اون روز من با دختر خانمی آشنا شدم... او چيزش رو دراز كرد و من چيزش رو گرفتم و كمی فشار دادم! چه چيز گرم و لطيفی داشت! از خجالت چيزش خيس شد! و دوستی ما از همون روز شروع شد! ديروز بازم اونو توی اتوبوس ديدم... چيزم رو به ميله گرفتم و رفتم جلو! از ديدن من خوشحال شد و گرم صحبت شديم... اتوبوس خيلی تند می رفت و من برای اينكه اون نيفته چيزم رو گذاشتم پشتش! از اين كار من خوشش اومد و تشكر كرد... اون دو ايستگاه بعد پياده شد و من چيزم رو براش تكون دادم! امروز هم توی كافه تريا قرار داشتيم... رفتيم و سر يه ميز نشستيم... فضای اونجا خيلی تيره و تار بود... من چيزمو گذاشتم روی چيزش و گفتم: چقدر چيز شما كوچيك و نرمه! اون هم گفت: چيز شما بزرگ و داغه! بعد از نوشيدن قهوه بيرون اومديم... چيزامون توی چيز همديگه توی خيابون راه می رفتيم و مردم هم ما رو نگاه می كردند! اونو به خونه شون رسوندم و دوباره چيزمو گرفت و من هم چيزشو فشار دادم! ازش دور شدم... هوا خيلی سرد بود... چيزم داشت يخ ميزد! برای همين چيزمو گذاشتم توی جيبم! توی عالم خودم بودم كه يهو يه چيز خورد پشت گردنم!.....

تجسم بقيه ى متن رو ميذارم به عهده ى خودتون!


شنبه بیست و ششم اسفند 1385 توسط سعید |

چه می کنه!

شنبه بیست و ششم اسفند 1385 توسط سعید |

چی میشه ؟

 

اگه رشتی بیاد تهران چی میشه ؟.......... همه تهرانی ها میرن خونه رشتیه

اگه قزوینی بیاد تهران چی میشه ؟........ رو آسفالت های خیابون پول فراوان میشه

اگه ترک بیاد تهران چی میشه ؟........ آمار خودشکی مردم از خنده بالا میره

اگه زن رشتی بیاد تهران چی میشه ؟....... با یه دو جین کامل بچه برمیگرده

اگه تهرانی بره قزونی چی میشه ؟............ دیگه اصلا بر نمی گرده


شنبه بیست و ششم اسفند 1385 توسط سعید |

این تن بمیره یه نظر بذار!

شنبه بیست و ششم اسفند 1385 توسط سعید |



چنان باش که به هر کس بتوانی بگویی، مثل من رفتار کن!!!

sms_1384@yahoo.com

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

نازترین عکسهای ایرانی

نیازمندیهای ایران


اس ام اس تبریک نوروز 88
همه چیز در مورد علی دایی
دانشجویان در ملل مختلف
خدا نصيبتان نکند
خدا نصيبتان نكند
خدا نصيبتان نكند
چقدر عیالتان را دوست دارید ؟!
ایده بده , پاداش بگیر !

هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته دوم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته چهارم آذر 1384
هفته سوم آذر 1384
هفته دوم آذر 1384
هفته اوّل آذر 1384
هفته چهارم آبان 1384
هفته سوم آبان 1384
هفته دوم آبان 1384
هفته اوّل آبان 1384
هفته چهارم مهر 1384
هفته سوم مهر 1384
هفته دوم مهر 1384
هفته اوّل مهر 1384
هفته چهارم شهریور 1384
هفته سوم شهریور 1384
هفته دوم شهریور 1384
هفته اوّل شهریور 1384
هفته چهارم مرداد 1384
هفته سوم مرداد 1384
هفته دوم مرداد 1384
هفته اوّل مرداد 1384
هفته چهارم تیر 1384
هفته دوم تیر 1384
هفته اوّل تیر 1384
هفته چهارم خرداد 1384

** برق قدرت (وبلاگ خودمه) **
۞ ۞ ساحل درون ۞ ۞
پرسپوليس رو عشق است
تبسم باران
سلام به روی ماهت
** آرزوهاي پرنسس کوچولو **
عکس خوانندگان
دانلود جدیدترین آهنگهای ایرانی
عشق يعني زندگي
مدل لباس
** رعنا جون **
-- عکسهای خفن ایرانی --
**راهی برای پیشرفت**
تا شقايق هست زندگي بايد کرد...
دنیای خنده
متال باز
عشق همیشگی
آرتین کوچولو و قصه هایش
** ستاره جون **
رفتم که دیگر برنگردم
هانیه خانوم
:۩۩ عکسهای خوشگل با هزار تا مشکل۩۩
عضو شو بازي كن جايزه ببر
×××(خپل)×××

RSS 2.0