تبليغاتX
** دیگه سلطان قلبم نیستی **

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

** دیگه سلطان قلبم نیستی **



یه پسر خوب!!!!

يک پسر خوب امضاء گواهي نامه‌اش خشک نشده به رانندگي خانمها گير نميدهد.

يک پسر خوب تا زماني که يک خانم محترم کنارش نشته با سرعت بالاي 5 کيلومتر در ساعت حرکت نميکند.

يک پسر خوب زماني که کسي ميخواهد از عرض خيابان عبور کند تعداد دنده را از 1 به 5 ارتقاء نداده و قصد جان عابر را نميکند.

يک پسر خوب زماني که يک دختر خانم راننده ميبيند ذوق زده نشده و در صدد عقده‌اي بازي بر نمي‌آيد.

يک پسر خوب که ژيان سوار ميشود روي بنز همسايه با سوئيچ، ماشين نقاشي نميکشد.

يک پسر خوب زماني که تصادف ميکند همانند قبائل زامبي وحشي‌بازي در نمي‌آورد.

يک پسر خوب هر روز بعد از کلاس درس به نمايندگي از راهداري و شهرداري، خيابانهاي شهر را متر نميکند.

يک پسر خوب به محض ديدن يک دختر خانم متين با شلوار برمودا و مانتو تنگ کوتاه و شال باز دهانش به سان آبشار و چشمانش همانند چشمان وزغ نميشود.

يک پسر خوب دکمه هاي پيراهنش را از يک متر زير ناف تا زير چانه کاملا بسته و با سنجاق قفلي محکم ميکند.

يک پسر خوب به محض ديدن دختر همسايه رنگش لبويي شده و چشمش را به آسفالت ميدوزد.

يک پسر خوب روزي 10 بار هوس بردن نذري به دم در خانه همسايه که تصادفا دختر دم بخت دارند را نميکند.

يک پسر خوب بيشتر از 5 دقيقه در دستشوئي نميماند. ( نکته کنکوري)

يک پسر خوب 1 ساعت در حمام، آهنگ جوادي يساري نخوانده و براي همسايگان آلودگي صوتي ايجاد نميکند.

يک پسر خوب اگر درد عشق گرفت در کوي و برزن عرعر عشق نکرده و آبروي خانوادگي خود را نمي‌برد.

يک پسر خوب با دوستاني که مشکوک به چت و لا ابالي گري هستند معاشرت نميکند.

يک پسر خوب از سن 15 سالگی از پدرش پول تو جيبي نگرفته و خودش کار ميکند.

يک پسر خوب به جاي اينکه پول خود را در باشگاه بيليارد و گيم نت و غيره دور بريزد، بهتر است حساب آتيه جوانان باز کند و به فکر 20 سالگي خود باشد.

يک پسر خوب اگر زبانم لال از افيون اينترنت استعمال و خدايي نکرده وبلاگ‌نويس شد، بر حسب اتفاق از هر 10 کامنت او 9 عددش متعلق به دختران نيست. (البته استثناء هم دارد)

يک پسر خوب همواره به اسم خود افتخار ميکند و به هر کس که ميرسد نميگويد که بجاي «اصغر» به او «رامتين»، «نيما» و چيزهاي ديگر بگويند.

يک پسر خوب در اثر ديدن افراد غرب‌زده جو گير نشده و لحاف کرسي قرمز خال‌خال يشمي را به پيراهن تبديل نکرده و سر زانو و خشک خود را جر نميدهد.

يک پسر خوب هر روز ساعت 6 بيدار شده و حد اکثر تا ساعت 7:30 سه نمونه از انواع رايج نان تازه را تهيه و براي صبحانه به خانه مي‌آورد.

يک پسر خوب اگر 3 بار مکررا براي خريد از خانه يرون رفته و باز هم با يک ليست 1 متري مواجه شد، غرغر نميکند.

يک پسر خوب سر سفره دست به چيزي نمي‌زند تا همه سير و پر از سر سفره بلند شوند و بعد شروع به غدا خوردن مي‌نمايد.

يک پسر خوب تقاضاي وسايل نامربوطي از قبيل موبايل را از خانواده ندارد.

يک پسر خوب اسم شرکت در جشن تولدهايي که مشکوک به وجود جنس مونث هستند را نمي‌آورد.

يک پسر خوب تا قبل از سن 22 سالگي فکر زن گرفتن را از سر خود بيرون ميکند.

يک پسر خوب تا قبل از ازدواج 10 بار عاشق نشده و هر دفعه ادعاي وحدت در عشق نميکند.

يک پسر خوب در صورتي که با نامزد خود بيرون رفت و کسي به خانم متلک گفت فورا با پليس 110 تماس حاصل مي‌کند.

يک پسر خوب براي احياي حقوق خود از زور بازو استفاده نکرده و کلمات رکيک مانند «خر» و «الاغ» به کار نميبرد.

يک پسر خوب از معاشرت با دوستان بسيار خودماني که عادت به بيان شوخي‌هاي نامربوط از قبيل حراج لفظي «عمه» و همچين «خواهر» و «مادر» هستند، امتنا ميکند.

يک پسر خوب همانند خاله زنکها تلفن را قورت نداده و سالي به 9 ماه دهانش بوي تلفن نميدهد.

يک پسر خوب هر صدايي از قبيل قار و قور شکم اهل خانه را با صداي تلفن اشتباه نگرفته و 3 متر به بالا نميپرد.

يک پسر خوب هيچ گاه بوي عطر مشکوک به خصوص «عطرهاي زنانه» را نميدهد.

يک پسر خوب براي رفتن به مراسم خواستگاري لااقل دو عدد ميني‌بوس تهيه ميکند.

يک پسر خوب موقع رفتن به خواستگاري براي نشان دادن عظمت خانوادگي گذشته از تمامي فاميل هاي درجه يك، دو، سه، چهار و الي آخر، از آقا رضا بقال محترم محله! حاج علي قصاب محترم و مابقي کسبه محل، به دليل دارا بودن تجارب بالا دعوت به عمل مي‌آورد.

يک پسر خوب براي شروع زندگي مشترک نياز به عشق و محبت دو طرفه نداشته و فقط کافيست عمه خانم بزرگ فاميل تائيد کنند: دختر شمسي خانم، خاله مادرشون، دهانش بو نميدهد و شوهرداري بلد است.

يک پسر خوب براي حفظ حرمت فاميل عظيم‌الشان پا روي عشق و دلش گذاشته و با دختر عموي ناف‌بريده‌اش که به خواست خدا دماغش به قاعده چماق و هيکلش به سان خرس است مزدوج ميشود.

يک پسر خوب عيد به عيد يادش نمي‌افتد که بايد دندانهايش را مسواک بزند و اين کار را هر شب انجام ميدهد.

يک پسر خوب در کلاس درس و در حضور تني چند از خانمهاي محترم، شصتش را تا انتها در دماغ مبارک فرو نميکند و يک چرخش دوراني به آن نميدهد.

يک پسر خوب براي بيرون رفتن از خانه 2 ساعت جلوي آئينه نمي‌ايستد و بزک نميکند.

يک پسر خوب بجاي سوار شدن به خط واحد پشت سر آن ميدود تا هم بدنش سالم بماند و هم صرفه جويي اقتصادي کرده باشد.

يک پسر خوب تنها جوکهايي را بيان ميکند که مورد تائيد وزارت ارشاد اسلامي، وزارت بهداشت، وزارت مبارزه با تبعيضات استاني و غيره باشد.

يک پسر خوب در جشنهاي فاميلي جو گير نشده و نمي‌رقصد تا آبروي کل خاندان را بر باد دهد.

يک پسر خوب در مهماني‌هاي خانوادگي نوشدني‌هاي غيرمجاز از قبيل ماءالشعير را تنها با رضايت‌نامه رسمي و کتبي پدر محترم، استعمال ميکند.

يک پسر خوب هر زمان که عشقش کشيد با زير شلواري کردي چين و پليسه‌دار و يا شورت مامان دوز و رکابي، همانند قورباغه به وسط کوچه نميپرد.

يک پسر خوب تنها براي رضاي خدا و کاهش بار سنگين ترافيک و حمل و نقل درون شهري و برون شهري، هر کجا که دختر خانم يا خانمي را در رده سني 20 تا 60 سال ديد سوار کرده و به مقصد مي‌رساند.

و هزار چيز ديگر كه خودتون بهتر از من ميدونيد!

سه شنبه بیستم شهریور 1386 توسط سعید |

شبکه پرس تی - وی کانال چنده ؟

 

 شبکه جهانی و اینگلیسی زبان پرس که اخیرا از سوی کشور پر افتخارمان ایران تاسیس شده است و در کل جهان حتی جزیره برمودا قابل رویت است ، به ما هیچ ربطی ندارد. بهتر است همان برنامه خاله ریزه و قاشق سحر آمیز را تماشا کنیم.

 

- ما که دیشب هر چه با بابایمان آنتن تلویزیون را چرخاندیم، این شبکه را پیدا نکردیم. هر چه که به مامان بابا گفتیم، این شبکه وجود دارد ما را باور نکردند. و گفتند دچار توهم شده ام. خلاصه که دچار افسردگی شدیم.

- مدیر شبکه می گوید، در شبکه اینترنت پخش می شود. از اینجا ببینید. ولی به این نکته اشاره نکردند که شبکه اینترنت کشور ما وبلاگ "غلام کیوی" که در روز 1 بازدید کننده هم ندارد را باز نمی کند. چه برسد به شبکه جهانی شما با روزی هفتاد هزار بیننده، آن هم تماشای برنامه تلویزیونیش !

- مدیر شبکه می گوید این شبکه در هتل ها دیده می شود. از اینجا ببینید. ولی نمی دانند که ما با سه لیتر معروف در روز، مسافرتمان کجا بود. که بخواهیم هتل ستاره دار بگیریم.

 

- مدیر شبکه می گوید، شبکه ایرانی ما فقط یک گزارشگر بومی دارد، بقیه مسیحی و بیشترشان اینگلیسی هستند. واقعا مدیر این شبکه فرد بس نیکو کاری هستند. خیلی به فکر مردم کشور های اروپایی هستند. شاید هم مثل ما نمی دانند که چند هزار دانشجوی رشته زبان داریم در کشور بیکار داریم. که مثل بلبل خارجی حرف می زنند. ولی خب حتما ایشان می دانند که چراغی که بر مسجد رواست بر خانه حرام است.

- "هیلاری بین " وزیر محیط زیست انگلیس است. یکی از منتقدان پر و پا قرص ایران! پسری دارد که در شبکه ایرانی آزمون داد. و می گویند که قبول شده است. ما که سر مان از سیاست در نمی آید. ولی چطور شده که این پسر ناخلف از فرمان پدر سرپیچی کرده و گزارشگر ما شده است، خدا بهتر می داند. تازه خاله فرنگیسم می گفت : پدرش به جاناتان گفته اگه پاتو بزاری تو شبکه دیگه پسر من نیستی! از پسری " آق" می کنمت. ارث هم بی ارث! ولی جاناتان دست نامزدش را می گیرد و به شبکه پرس تی-وی پناه میاره.

- طی تحقیقات عمده ای که بنده روی نام شبکه انجام دادم. متوجه شدم که پرس به معنای فشار است. حال اینکه تلویزیون فشار نیتش از انتخاب این نام چه بوده، نیاز به بررسی های زیادی دارد. اصولا در کشور ما فشار های زیادی وجود دارد. فشار کار، ازدواج، دانشگاه، زندگی، عشق، [---- سانسور----] و...    

-  بین خودمان بماند، این همه اسم زیبا وجود داره! آخه فشار تی-وی هم شد اسم. نه خداییش اگه نام شبکه رو می ذاشتن سعید تی- وی قشنگ تر نبود ؟

 

نتیجه گیری کاملا غلط : ختم کلام اینکه نتیجه صحبت های بالا نشان داد که این شبکه بیشتر خارجی است تا ایرانی! بیشتر منتقدان ایران در آن وجود دارند تا موافقان. تازه این شبکه درون ماهواره وجود دارد و این خیلی بد است. و بابایمان نمی گذارد که ما ماهواره تماشا کنیم.

 

سوال : به نظر شما چرا برنامه خاله ریزه و قاشق سحر آمیز برای ما ایرانی ها از شبکه پرس تی – وی مفید تر است ؟       

سه شنبه بیستم شهریور 1386 توسط سعید |

داستان های شیرین ملانصرالدین و بیل گیتس!!!

 

ملا چند سالی بود که همسایه ی دیوار به دیوار بیل گیتس شده بود. شب سال نو نزدیک بود و ملا هیچ پولی برای خرید جامه نو پس انداز نکرده بود. تصمیم گرفت که چندی از جامه های آقای گیتس را به عاریه بگیرد. چون عیال را از این نیت با خبر شد. شیون و زاری راه انداخت که ای ملا چطور این فکر پلید در ذهن تو نقش بست؟!! آیا نمی دانی که پس فردا مردم پشت سر ما چه می گویند ؟!آیا با خود نمی گویند که این ملا را نگاه کنید که چگونه لباس های غربی بر تن کرده! در کارش بنگرید که چگونه چنین غرب زده گشته است!

از آنجایی که دیوار خانه ملا کاه گلی بود و موش بسیار داشت، موش ها نیز این صحبت گوش کردند و سینه به سبنه ماجرا را برای هم تعریف کردند و با خود گفتند : واه واه واه ... جوجه کلاغ زشت هم که در حال عبوربود، ماجرا را شنید به سرعت پر کشید و از بین آسمان خراش های نیویورک بال زد و غار کرد و .. و وارد سازمان ملل شد. جوجه کلاغ زشت غار غار کنان گفت : آهای اهل سازمان ملل چه نشسته اید که ملا غرب زده گشته است.من از موش ها شنیدم که ملا چنین و ملا چنان !

افراد حاضر با شنیدن این سخن متحیر شدند و گفتند : واه واه واه ... ملا غرب زده شده است. همان شب شبکه جهانی بی-بی- سی نیوز در گفتگوی ویژه خبری از جناب ملانصرالدین دعوت به عمل آورد و توضیحاتی در مورد علل گرایش وی به غرب و ایدئولوژی وی در روند جنگ تکنولوژی جویا شد.

ملا نیز سینه ای صاف کرد و چنین شروع کرد :

خدمت تمامی حاضرین و بینندگان عزیز شبکه بی بی سی عرض ادب و احترام می کنم. در دهکده جهانی ما دیگر غرب و شرقی وجود ندارد امروزه مرز ها در حال محو شدن هستند. امروزه دیگر این بحث مالیده شده اند.و قابل توجه نیستند. اصلا من هر غلطی که بخواهم می کنم. شما چه سودی می برید. جامه غربی خواستم بپوشم خب بپوشم. اصلا خود شما جناب مجری مگر تریپ غربی نزده ای ؟ اکنون ما باید مواظب باشیم که جامه جناب آقای لایه اوزون از این بیشتر جر جر نشود و ...

بعد از بحث در مورد جامه نو، بخور پلو و ...  ملا شروع کرد به اثبات یک نظریه و همه بینندگان را مجذوب خود کرد. ملا عرض کرد که نظریه ای دارم که به جشنواره حوارزمی نیز داده ام. و آن در همین مورد باشد. حال خوب گوش فرا دهید. چون کره زمین همانند یک تخم مرغ گرد است.،(!!!) در واقع ما هر چه به سمت غرب برویم و غرب گرایی کنیم در واقع به سمت جامعه و فرهنگ خویش بازگشته و شرقی می شویم. حتی ما باید اینقدر غرب زده بشویم تا از آن طرف راحت تر به شرق و سرزمین خودمان نزدیک شویم. پس دیگر چه فرقی می کند ؟ چه جای این صحبت هاست؟ بروید و بخوابید. شاید خواب های رویایی ببینید. ( با تشکر از واحد ترجمه )

چیزی به آغاز سال نو باقی نمانده بود که نامه ای از جشنواره خوارزمی آمد. در نامه نظریه ملا به عنوان برترین نظریه پذیرفته شده بود و چون پادشاه از این ماجرا خبردار شد.دستور داد تا ملا را صله ای دهند. ملا تا صله را نظاره بکرد، از هوش برفت، چرا که جامه سید حسن نصرا... برای وی فرستاده گردیده بود.   

پایان !

- بیل گیتس : آقا یه لحظه پس نقش من این وسط چی بود؟

- نویسنده : شما نقش مترسک را بازی کردید. فکر کردی با پول می تونی همه چیزو بخری ؟

- بیل گیتس : من از شما شکایت می کنم. شما با احساسات من بازی کردید. دیگه تو داستان هاتون شرکت نمی کنم.

- نویسنده : مگه دست تویه ؟ خط بعدی رو بخون ببین چی می نویسم.

و در پایان بیل گیتس با خواهش و اصرار زیاد تقاضای ادامه همکاری کرد.

سه شنبه بیستم شهریور 1386 توسط سعید |

 

شب سردی است و من افسرده
راه دوری است و پایی خسته
تیرگی هست و چراغی مرده
 می کنم تنها از جاده عبور
 دور ماندند ز من آدمها
سایه ای از سر دیوار گذشت
غمی افزود مرا بر غم ها
فکر تاریکی و این ویرانی
بی خبر آمد تا به دل من
قصه ها ساز کند پنهانی
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر سحر نزدیک است
هر دم این بانگ برآرم از دل
وای این شب چه قدر تاریک است
 خنده ای کو که به دل انگیزم ؟
قطره ای کو که به دریا ریزم ؟
صخره ای کو که بدان آویزم ؟
مثل این است که شب نمناک است
دیگران را هم غم هست به دل
غم من لیک غمی غمناک است

 

سهراب

یکشنبه هجدهم شهریور 1386 توسط سعید |

حسنک کجایی؟!

گاو ما ما مي كرد

گوسفند بع بع مي كرد

سگ واق واق مي كرد

و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي

شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بود.حسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.

موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.

ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد.

براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله  درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند.

اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند.

او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد

او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.

او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديگر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد.....

یکشنبه هجدهم شهریور 1386 توسط سعید |

یه دختر خوب!!!

 

یه دختر خوب هيچوقت زودتر از اينکه از شير بگيرنش عاشق نميشه.

يه دختر خوب بيشتر از 3 ساعت توي حموم نميمونه (نکته مهم المپياد)

يه دختر خوب به خاطر بعضي مسائل چترش را باز نمي‌کنه.

يه دختر خوب وقتي بلد نيست رانندگي کنه، چرا بايد زور بزنه و با گل پسرا، کل کل کنه؟

يه دختر خوب توي روي مامانش وانميسته و به خاطر قراري که داره چندصد تا دروغ نميگه.

يه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمي‌پيچونه.

يه دختر خوب يواشکي دست تو جيب باباش نميکنه.

يه دختر خوب به خاطر اينکه بهش گفتن بي ادب گريه نمي‌کنه.

يه دختر خوب جو نميگيرتش و زود خودشو مثل بنگاهها به نمايش نميزاره.

يه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمي‌داره بندازه رو سرش، مثل روسري.

يه دختر خوب عقده‌هاش رو با فرار از خونه خالي نمي‌کنه.

يه دختر خوب با همسايشون که خوشگل‌تره لج نميشه.

يه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش که پر از جوش و ککه، باباشو اونقدر تو خرج نمي‌اندازه.

يه دختر خوب وقتي بهش نگاه نمي‌کنن، به راههاي مختلف، خود نمايي نميکنه (باز هم نکته كنكوري)

يه دختر خوب باباش هر چي بگه، گوش مي‌کنه، نمياد پيش مامانش ننه من غريبم بازي درآره.

يه دختر خوب بيشتر از 10 دقيقه توي WC نمي‌مونه (نکته مهمتر از کنکور)

يه دختر خوب هيچوقت بدون گواهينامه رانندگي نميکنه که بعدش که گرفتنش، اشک تمساح بريزه.

يه دختر خوب به خاطر منافع خودش حق خواهرش رو ضايع نمي‌کنه.

يه دختر خوب وقتي معني ترانه‌هاي خارجي رو نميدونه مجبور نيست که واسه کلاس اونا رو گوش بده.

يه دختر خوب توي قرار با پسر، کلاس زورکي نمي‌آد و پدر کارمند بيچاره‌اش رو مديرعامل و رئيس قلمداد نمي‌کنه.

يه دختر خوب ديگه به دختر افغاني‌ها حسودي نمي‌کنه.

يه دختر خوب وقتي از پسري خوشش اومد و داشت از حسوديش مي‌ترکيد چند صد تا عيب و ايراد روي پسر نمي‌زاره.

يه دختر خوب، شب زود نمي‌خوابه که صبح زود بيدار بشه که بتونه صافکاري و نقاشي کنه.

يه دختر خوب خودش رو، زوري توي دل کسي، نبايد راه بده.

يه دختر خوب براي اينکه مورد توجه قرار بگيره، اسمشو عوض نميکنه (صغرا: هاني - کبري: ماني)

يه دختر خوب براي اينکه توي مهموني تحويلش بگيرن، قيافه نميگيره و اداي آدم پولدارا رو در نمياره.

يه دختر خوب، پشت سر حتي حيوانات هم غيبت نمي‌کنه.

يه دختر خوب از دماغ فيل نمي‌افته.

يه دختر خوب از اجراي هر گونه قرقره بازي (جت اسکي، اسکيت و امثال اون) در مقابل پسرها خودداري مي‌کنه.

يه دختر خوب با 25897 نفر که تيريپ نميريزه!

يه دختر خوب اولاً دوچرخه سواري نمي‌کنه، حالا مي‌خواد بکنه، بكنه، جنبه هم داشته باشه.

يه دختر خوب توي مسافرت به خاطر کسي که روش کليد کرده، باباشو توي منگنه قرار نمي‌ده که بابا تندتر برو!

يه دختر خوب عکسهاي پسر خوشگلا مانند: حميد گودرزي شادمهر عقيلي، محمدرضا گلزار و غيره رو به در و ديوار اتاقش نمي‌چسبونه.

يه دختر خوب سوار هر ماشيني نميشه (پيکان 47 و امثال آن)

يه دختر خوب وقتي لباس آنچناني براي خودنمايي ندارد، از همسايگانش قرض نمي‌کنه.

يه دختر خوب راه به راه از اون کوفتيا نميماله که فردا هم سرطان بگيره و انتظار ترحم داشته باشه.

يه دختر خوب، بايد خوب باشه، نه اينکه اداي خوبا رو دربياره.

 

یه دختر خوب مگه پیدا میشه؟؟؟؟؟؟!!!


                                    

یکشنبه هجدهم شهریور 1386 توسط سعید |

روشهای همسر آزاری!!!!!!!

هشدار:
 تمام توصیه های بالا خطرناک است حتما" قبل از انجام از میزان ظرفیت همسرتان مطلع شوید در غیر اینصورت امکان شکستگی سر و دست یا محرومیت از امکانات رفاهی وجود دارد

روشهای آزار همسر محترمه

1- درهنگام تولد همسر گرامی برخلاف میل او شمع به تعداد سالهای تولدش یا حتی چندتا بیشتر تهیه کنید
---
2- قبل از رفتن به ماموریت سیمهای تلفن را دستکاری کنید تا ارتباط تلفن قطع شود تا علاوه بر آزار، چند صد هزار تومونی صرفه جويي اقتصادی به دنبال داشته باشد
---
3- عکسهای قبل از ازدواج خودتان را با حسرت نگاه کرده و با صدای بلند بگویید چه اشتباهی کردم ، چی بودم و چی شدم
---
4- در هنگام سرو شام در حالی که زیر لب با خود زمزمه میکنید، گاهی هم از رستوران نزدیک منزل تعریف و تمجید کرده و با حسرت به غذای همسرتان خیره شوید
---
5- در مناسبتهای مختلف که لباس هدیه میدهید سعی کنید رنگی را انتخاب کنید که همسرتان از آن رنگ متنفر است و در زمان اهدا بگویید دیوانه هم این رنگ را میپسندد
---
هشدار:
 تمام توصیه های بالا خطرناک است حتما" قبل از انجام از میزان ظرفیت همسرتان مطلع شوید در غیر اینصورت امکان شکستگی سر و دست یا محرومیت از امکانات رفاهی وجود دارد

یکشنبه هجدهم شهریور 1386 توسط سعید |

آینده شغلی!!!!

مهندس عمران :   بعد از   گرفتن مدرک به شغل شریف اجر بالا اندازی و در پاره ای از موارد به شغل  پر درامده رایت سی دی های مجاز به صورت غیر مجاز میپردازند

 مهنسی  دامپروری : این دسته علاقه زیادی دارند که  بهشون بگی مهندس دامپیوتر بعد از دریافت  مدرک  معتبر  در  مرغ داری های حومه شهر  کار میکنند و کارشان بردن جوجه های فلج به دستشویی و دلداری دادن جوجه های یتیم است

  پزشکی: این دسته از افراد  که  به شغل امپول زنی و هر امپول ۱۵۰ تومان    مشغول به کسب نان حلال میباشند هر مهمانی میروند  در مورده یماری انجلانزای  خرسی که بعد از بیماری انفلانزای مرغی به وجود امده  است  از انها سوال میشود و از انجایی که موقع تحصیل  به جای درس خواندن کارشان زاغ زدنه دخترای دانشگاه   و ولگردی تو محوطه دانشگاه  بوده  در جواب میگن ما این بیماری رو نخوندیم

 روانپزشکی : به نظر من باتوجه به شرایط حساس خاور میانه و باتوجه به این موقعیت بحرانی و باتوجه به   پخش سی دی  منتسب به یانگوم وباتوجه به  گران شدن گوجه سبز نوبرانه بهترین شغل همین شغله روانپزشکیه چون  روانپزشکان از انجایی که در حین تحصیل انواع  و اقسامه بیماری های روانی  را مطالعه میکنند خودشان بعد از گرفتن مدرک دیوانه شده و اصولا ایجاد شغل میکنند

مهندسی معماری : این رشته از انجایی که  رشته تحصيلي بابا ي من يعني اقاي پدره  من غلط بکنم اینده شو بگم   معماری بهترین رشته دنیاست ای معماری دردت بخوره تو سرم ایشالاه عروسی پسرم

  نكته كنكوري: اين مطلب اعتراضي  به وضعيت  اسفباره اموزشي دانشگاه هاي كشور كه به دليل   پايين بودن سطح علمي استادان  ، دانشجويان بعد از گرفتن مدرك  عملا هيچي حاليشون نيست و نميتونن  كار متناسب با شغلشون رو پيدا كنن ‌( اين فلسفي ترين حرف عمرم بود)

یکشنبه هجدهم شهریور 1386 توسط سعید |

خدا یار بی کسونه

 

کاشکی اون روز می دونستم همه کارات کلکه
باید از نگام می خوندی عشق من برات تکه


خیلیا ازم می پرسن چرا از غم می خونم؟
می خونم همه بدونن عشقا دوز و کلکه


اگه پرواز دل من روی یک خط غمه
اگه توی خط عمرم پره از پیچ و خمه


باید از جاده ی غم یه درس عبرت بگیرم
توی این راه بمونم، عشقمو پس بگیرم


بازی نکن با دل من، دل من بازیچه نیست
دیگه بس کن بی حیا، نفست همیشه نیست


اگه تنها شدنم ای خدا یه قسمته
پس بذار تنها بمونم، تنهایی یه نعمته


خواستی بری با رفتنت اشک منو در بیاری
خواستی بری با رفتنت غم روی غم هام بذاری


خواستی بری با رفتنت یه زخم کهنه بذاری
حالا می خوای برگردی و تیشه به ریشم بزنی


آره بدون کور خوندی و اسیر کارات نمی شم
دیگه برام تو مردی و کابوس رویاهات می شم


بذار برو ای لعنتی، تو از جون من چی می خوای؟
می خوای برات من بمیرم؟ نه بابا کم نمیخوای


خدا یار بی کسونه، خدا خیلی مهربونه
تو برو با روزگارت، چی می شه؟ خدا می دونه

یکشنبه هجدهم شهریور 1386 توسط سعید |

ماه نور

 

پروردگارا ماه شعبانت نيز در حال سپري شدن است . ما را از فيوضات اين ماه بهرمند فرما ... آمين

اللهم ارزقني حج بيتک الحرام في عامي هذا و في کل عام

خدايا ماه رمضان با تمام زيباييهايش مي آيد ما را از بندگان مخلص خودت دراين ماه قرارده... آمين

<<< التماس دعا >>>

 

شروع ماه مبارک رمضان:

۰۱/رمضان/۱۴۲۸

۲۲/شهریور/۱۳۸۶

 ۱۳/سپ/۲۰۰۷

 

یکشنبه هجدهم شهریور 1386 توسط سعید |

راه کار های بی راهه مسئولین

 

 با عرض سلام و خسته نباشید خدمت شما . طبق در خواست بسیاری از دبیران و استادان با کلاس مبنی بر اینکه بعضی از دانش آموز نمایان اقدام به خط کشی اتوموبیل های مدل بالا آنها می کنن . ما هم طبق همیشه بدون هیچ گونه تحقیق و بررسی رهکار های زیر را پیشنهاد می کنیم :

توصیه برای معلمان :

1- از این به بعد  روی جواب های دانش آموز نمایان خط قرمز نکشید و بهتر است یه گردالی گنده بکشید توش یه شماره بنویسید .

 

2- به سرعت ماشین خود را به اولین سی-دی فروشی برسانید و تقاضای خش گیری بدنه ماشین را کنید تازه اگه خواستید می تونید ماشین ضد خش بگیرید که دیگه کسی نتونه روش خط بندازه .

 

3- بشینین یکم فکر کنید تو دوران کودکی در مدرسه چه اشتباهی کردید یا به معلمتون یا چه گلی به روی معلمتون زدین که حالا خدا این طوری از ماشینتون در میاره

 

4- ازین به بعد قبل از اینکه روی ماشینتون خط های خوشگل بکشن شما خودتون یه تیکه شی تیز ترجیحا : مداد  فشاری – چاقو – تیکه شیشه – یا سنگ های نوک تیز بردارین و ماشینتون رو خط خطی کنین . و هر وقت کسی خواست روی ماشینتون خط بندازه از ته دل بگیرین بهش بخندید .

 

5- به دانش آموزان یاد بدهید که خیلی کار زشتیه که رو ماشین معلم ها خط بندازند . اصلا چه معنی داره که خط های بی معنی رو روی بدنه ماشین می اندازن . راست می گن بیان رو بدن شما خط بندازن .

 

 

توصیه به دانش آموزان :

1- ازین به بعد سعی کنید به جای خط انداختن روی ماشین های معلماتون ماشین های باباتون رو خط خطی کنین ببینین چه بلایی سرتون میاد .

 

2- با پیشرفته شدن دنیای امروز دیگه این روش های قدیمی جواب نمی ده بهتره برین روش های نوین رو یاد بگیرین مثلا برین ماشین معلمتون رو پنچرگیری – صاف کاری – تعویض روغن – و ... کنید شاید نمره تون دیگه کم نشه .

 

3- دانش آموز نمایانی که علاقه به خط کشی روی ماشین های دبیران رو دارن بهتره برین یه مرکز مشاوره ترک خط کشی !100 درصد تضمینی 6 ماهه با کمترین هزینه در کات (کانون اصلاح و تربیت )

 

4- تا کی می خواین هی ضرر بزنین به این دبیراتون تازه حقوقاشون بالا رفته باز شما هی خط بندازین تا مجبور شن حقوق 4 ماهشون رو صرف خش گیری کنن!

5- بهتره به جای خط انداختن روی ماشین ها برین وسط بزرگراه ها و اتوبان ها خط کشی عابر پیاده بکشین تا یه کمکی کرده باشین به این آقایون پلیس

 

توصیه برای ماشین ها :

1- اتومبیل جان این چه وضعشه با هر چیز نوک تیزی که روت کشیده می شه نباید خط خطی بشی معلوم نیست بدنت رو از چی ساختن . اگه یه وقت گوش شیطون کر تو جاده یه ماشین بخوره بهت می خوای چی کار کنی !

 

2- بهتر از این به بعد برای ماشین ها یه تعمیر گاه بدنه سازی یا پرورش بدنه بسازن تا دیگه اینقدر راحت خط نیفتن .

 

توصیه برای خوانندگان :

۱- جهت کسب اطلاعات بیشتر با 118 تماس حاصل فرمایید.

 

به نتیجه ای که هم اکنون به ذهن بنده رسید توجه کنید : سازمان خریداران ماشین های مدل بالا(س.خ.م.م.ب) اعلام کرد که تمام خط کشی ها روی بدنه اتومبیل کار انها بوده و توسط دانش آموزنمایان صورت می گرفته و انگیزه کار خود را کاهش قیمت خودرو اعلام کردند که ما همین جا از همه آنها تشکر می کنیم که اینقدر به فکر تورم و پایین آمدن قیمت خودرو ها هستند .

 

شنبه هفدهم شهریور 1386 توسط سعید |

مافیای آموزش در ایران ! (اخبار زیر به هیچ عنوان صحت ندارد )

طرح هایی که مدام در روند آموزشی کشورمان تصویب  یا رد می شوند. نشانگر آن است که نوعی مافیا در این زمینه مشغول به فعالیت است  و قصد فروپاشی نظام فرهنگی و آموزشی کشورمان را دارد. ( صاحب عکس بالا یکی از اعضاء این باند است. ) این کوتوله های آموزشی قصد دارند تا با دادن طرح هایی نابخردانه و مخالفت با طرح های سودمندانه، گاف بزرگی بین سیستم آموزشی پایه تا دبیرستان و تحصیلات عالیه دانشگاه قرار دهند.

هنوز مدتی چند از طرح هشت فوریتی سیخ کاری کنکور اعم از ثبت نام اینترنتی، انتخاب رشته اینترنتی، سهمیه بندی بومی، از هر 4 نفر 3 نفر و افزایش شدید و بی رویه این تومور خوش خیم ورود داوطلب به دانشگاه نگذشته بود که در گوشه کنار خبر هایی از حذف کنکور تا سال 90 شیوع پیدا کرد.

اما سرانجام با قیام شور انگیز شورای نگهبان در مخالفت با این طرح و رشادت های بی دریغ این جمع روشنفکر به دلایلی که این طرح سودی ندارد جزاسترس زایی و هدر دادن سرمایه و لگد مال شدن حقوق داوطلبان. این طرح از ادامه پیشروی باز ماند. اما ماجرا پایان نیافت، طبق نقشه ای از پیش طراحی شده ، طرح جدیدی را وارد مجلس شد. که خواستار حذف دوره مزخرف پیش دانشگاهی بود. به اعتقاد طراحان این طرح دروه پیش دانشگاهی فقط ضرر مالی دارد و می توان واحد های آن را به دوره عالیه دانشگاهی افزود. و هزینه آن را به پایه منتقل کرد. آنها همچنین طرح جمعه ها با مدرسه که باعث سرخوردگی بسیار از دانش آموزان شد را نیز دادند..

کماکان حملات بی دریغ به نظام آموزشی کشورمان ادامه دارد از طرح استرس زدایی مدارس با افزایش سرویس بهداشتی گرفته تا بزرگترین رخداد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، اعتیادی و... که همانا بازگشایی درب دانشگاه ها زود تر از موعد مقرر امسال نسبت به سالیان گذشته می باشد.

با انتشار این خبر موج جدیدی از تنش های روانی بین دانشجویان گرامی نیز شیوع پیدا کرد. و شوک سنگینی را بر قلب دوستان دانشجو و دانش دوست و دانش طلب وارد کرد. یک پیر دانشجو و مشروطه خواه در گفتگو با خبرگزاری ما فرمود: " قدرت ضربه شوک وارده بر اذهان دانشجویان با انفجار بزرگ هیروشیما برابری می کند." ایشان در ادامه صحبت هایشان افزودند : امسال بوی ماه مهر در شهریور به مشام خواهد رسید.

و اما شواهد حاکی از آن است که مافیای آموزشی به هدف خود رسیده است. به نحوی که ما با هر دانشجویی که برخورد کردیم. متوجه شدیم بر اثر فشار وارده دچار افسردگی شدید و پرت و پلا گویی شده است. عده کثیری از دوستان دانشجو به اعتیاد و مواد مخدر گرویده شده اند. اهل علم و ادب نیز مشغول نوشتن چرند و پرند بودند. عده ای با غم و اندوه و اشک و چهره ماتم زده، و همراه با بغضی دیرینه، فریاد می زدند : همه چیزمان را گرفتند حتی این دو روز تعطیلات تابستانی ! ما دیگر دلمان را به چه خوش کنیم ؟ و در پایان یکی از دانشجویان ساده دل و پاک روان در گفتگو با خبرنگار ما گفت : امسال ایرانیان مسافرت نداشتند.( معادل امسال شیعیان عید ندارند. )  ما هم از این امر مستثنا نبودیم. هر چه زود تر شروع شود بهتر ! به شرطی که از آن طرف هم زود تر تمام شود. 

شنبه هفدهم شهریور 1386 توسط سعید |

زنان و مردان!!!!!!!!

نتایج تحقیق و بررسی روی جوامع مختلف از جمله کشور هسته ای خودمان، در مورد مقام زن و جایگاه مرد نشان داد که بسیاری از زن ها از زن بودن خود ناراضی اند، و دوست داشتند جای مرد ها باشند، ولی هیچ یک از مرد ها حاضر نیستند که جای خود را با زن ها عوض کنند. اما به نظر شما :

 

چرا زن ها دوست دارند جای مرد ها باشند ؟

1- چون مرد ها زن ذلیل هستند !

2- چون مرد ها مجبور به انجام وظیفه الهی و شرعی به نام خدمت هستند !

3 – چون مرد ها صبح تا شب جون می کنند تا خرج شکم زن، بچه، مادر زن، خواهر و بردار زن و ... رو در بیارند !

4- چون مرد ها حق دارند، رئیس جمهور بشوند .

 

چرا مرد ها دوست ندارند جای زن ها باشند ؟

1- چون خجالت می کشند .

2- چون بلد نیستند چادر گل گلی سرشون کنند.

3- چون از سوسک نمی ترسن.

4- چون استعداد به تور زدن یک شوهر پولکی رو ندارند.

 

اگر خدای جهانیان ابتدا حوا رو می آفرید و سپس از گوشه بدن او، آدم را می آفرید، جهان امروز چه وضعی داشت ؟

1- جهان امروزی وجود نداشت...

2- پسران به محض تولد در زمان جاهلیت خود را با دست خود زنده بگور می کردند.

3- شخصیت هایی برجسته در علم چون : خواجه نسرین الدین طوسی، بی بی ریحان بیرونی، ابن سیما و ... شخصیت های ورزشی چون : گلی دایی، شادی ساعی، و  شخصیت های سیاسی چون :[سانسور] – [سانسور] ظاهر می شدند.

4- زن های امروزی همه شان موذی به معنای مرد ذلیل بودند.

جمعه شانزدهم شهریور 1386 توسط سعید |

توصیه هایی برای سوسول گرایی

 چگونه یک سوسیالیست حرفه ای شویم ؟؟

 

1-     هنگامی که پیاده با یکی از دوستانتان به جایی می روید، مدام بگویید : چقدر دیگه باید بریم! خسته شدم! تا حالا تو عمرم اینقدرراه نرفته بودم، من همیشه این مسیر را با ماشین مامانم...

 

2-     با صمیمی ترین دوستتان ساعت شیش و نیم صبح قرار بزارید برید کوه، بعد خواب بمونید.

 

3-     از اطرافیانتان تقاضا کنید تا در نوشابه، کنسرو، شیشه مربا و... را برایتان باز کنند.

 

4-     قبل از جلسه آزمون پفک نمکی  مصرف کنید و دور دهانتان و لباس هایتان را کثیف کنید.

 

5-     به جای کیف سامسونت با کوله پشتی پر از مواد خوراکی به کلاس بروید.

 

6-     روزی شیش بار کفش های خود را واکس بزنید.

 

7-     با یکی از ضعیف ترین اطرفیانتان، جلوی دوستانتان دعوا کنید و تا می توانید از او کتک بخورید و لگد مال شوید.

 

8-     بر سر کوچکترین مساله ای ناخوشایندی بلند بلند اشک بریزید  و از روزگار و آسمان شکایت کنید.

 

9-      آدامس را درون دهانتان به صورت خیلی ضایع بچرخانید و صحبت کنید.

 

10-  مدام در راه  زمین بخورید و از درد به خودبپیچید و با ناله و زاری کمک بخواهید

 

11-  خراش کوچکی که روی پوستتان ایجاد شده با بتادن ضدعفونی و باندپیچی کنید. سپس برای همه دوستانتان این واقعه دلخراش را تعریف کنید.

 

12- در هنگام دعوا از فحش هایی مانند : بی تربیت، بی شخصیت، بد، و بی شهور استفاده کنید.  

 

13-  پول ها را به صورت کاملا ناشیانه و آماتوری بشمرید، طوری که اسکناس ها از دستتان به زمین بیفتد. البته بهتر است از بغل دستیتان تقاضا کنید.

 

14- همه اطرافیانتان حتی جواد ترین آنها را با اسم کوچک + پسوند جون خطاب کنید. مثال : غلام جون!

 

15- از شیر پارک آب نخورید.

 

16-  همیشه قبل از خواب یک لباس نازک بلند ترجیحا سفید و همراه یک کلاه منگوله دار بپوشید.

 

17- روزي شيش بار براي دوستانتان ماجراي بازداشت شدنتان را در طرح حجاب تعريف كنيد. ( عکس دارد )

 

18- هر وقت گوسفندی را برای مراسمی قربانی می کنند ، همه را مسئول این واقعه ناگوار کنید و به نشانه اعتراض لب به غذا نزنید.

 

19- اس-ام-اس های ضایع رو نفهمید و از دوستانتان خواهش کنید تا واضح تر برایتان توضیح دهند.

 

20- آبنبات چوبی قرمزتان را یک لیس گنده بزنید و بعد به دوستتان نیز تعارف کنید.

 

شما نیز در صورتی که تمایل دارید در کمک به این حزب عظیم سهیم باشید. می توانید توصیه های خود را به این شبکه یعنی به این وبلاگ بفرستید تا ما آن را به نمایش در آوریم ...

حتی شما سوسول گرامی !

جمعه شانزدهم شهریور 1386 توسط سعید |

چرا به ايراني بودن خود بايد افتخار کنيم ؟

 

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند .

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند .

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند.

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند.

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند.

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان.

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند.

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند.

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند.

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند.

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ايرانيان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني.

آيا مي دانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز.

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند .

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايرانيان بودند .

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند.

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كردند ايرانيان بودند .

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند.

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايرانيان بودند و كريستف كلب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتادند .

آيا مي دانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش کبير بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است .

آيا مي دانيد : كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد .

آيا مي دانيد : كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از هزار متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد .

آيا مي دانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد.

آيا مي دانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد براي جلوگيري از تهاجم اقوام شمالي ساخت ، ساخته شد.

آيا مي دانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد. آيا مي دانيد : كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و اينکه فرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود .

آيا مي دانيد : داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهي برگزيده شد و در بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر تهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داريك ( طلا ) و سيكو ( نقره) را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد .

آيا مي دانيد : داريوش كبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد . )

آيا مي دانيد : داريوش در پاييز و زمستان 518 519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد آورد .

آيا مي دانيد : داريوش بعد از تصرف بابل 25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زير يوق بردگي شاه بابل بودند آزاد كرد ..

آيا مي دانيد : داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراه بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرفت كه بعدها جاده ابريشم نام گرفت .

آيا مي دانيد : اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش كبير به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و کل ساخت کاخ ۶۵ سال به طول انجاميد .

آيا مي دانيد : داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار يك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن كره عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند .

آيا مي دانيد : داريوش در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي داده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه در همان زمان در مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق نيز همراه بوده است .

آيا مي دانيد : تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي “دني تون” بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است .

آيا مي دانيد : داريوش پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گزاري كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دفاع كنند .

آيا مي دانيد : داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه وزارت آب سازمان املاك سازمان اطلاعات سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد .

آيا مي دانيد : اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد .

آيا مي دانيد : داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزئي از امپراطوري ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد .

آيا مي دانيد : فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش كبير داراي يك زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد .

آيا مي دانيد : در طول سلطنت داريوش كبير 242 حكمران بر عليه او شورش كرده بودند و او پادشاهي بوده كه با 242 مورد شورش مقابله كرد و همه را بر جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت . داريوش در سال 521 قبل از ميلاد فرمان داد : من عدالت را دوست دارم ، از گناه متنفرم و از ظلم طبقات بالا به طبقات پايين اجتماع خشنود نيستم ..

پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 توسط سعید |

در حاشیه تصادف کوه با رضازاده

 

بار دیگر حسین رضازاده قویترین مرد روزگار در برخورد غرور آمیز با کوه، قدرت خویش را به رخ جهانیان کشاند. گفته می شود که این تصادف، نوعی رجز خوانی برای مسابقات جهانی در تایلند است. اما شایعات حاکی از آن است که "جلیل امیری" دبیر فرداسیون که آقای راننده نیز بوده است، پایش را روی دنده می گذارد و می رود به سمت اردوی چابکسر که طی یک نیت سوء ، رضازاده را به کوه می کوباند. اما آن مرد قوی فقط انگشتانش درد می گیرد. و کمی هم قلقلکش می شود.البته این خبر حاشیه های بسیاری نیز داشت. یک روزنامه تازه تاسیس آمریکایی به نام "آشوسی دی پرس" اشاره کرد که این برخورد کاملا ساختگی و از روی برنامه قبلی بوده است. ایران قصد دارد تا از بزرگترین ابزارش جهت منحرف کردن افکار عمومی استفاده کند.

اما دقایقی بعد جرج بوش رئیس جمهور فعلی آمریکا در یک کنفرانس خبری اذعان داشت، که حسین رضازاده یک ایرانی آمریکایی تبار است و ایران قصد داشته است تا طی یک عملیات تروریستی وی را از بین ببرد. وی با دعوت از رونی کلمن که او را پسر عموی رضا زاده می خواند. سعی بر این داشت تا بار دیگر مردم آمریکا را تحت فشار روابط عاطفی قرار دهد.

روزنامه عربی زبان " المزخرف" طی گزارشی نوشت که ماشین رضازاده اینا! برای رهایی از وزن وارد به اتاقکش، به کوه پناه میاره و می گه : یا کوه ! تو را تقاضایی دارم. بیا بر من سوار شو ! اما این رضازاده را پایین بیاور که تو سبک باشی و آن سنگین ! و مرا طاقت هیچ نمانده است...

خبرگزاری چینی "سونگ جونگ" نیز با اشاره به تصادف حسین رضازاده، با کوه اذعان داشت که این تصادف در واقع یکی از تمرینات سکرت رضازاده برای پیروزی در جهان است. این تمرینات که اکثرا در حاشیه اردوی ورزشی صورت می گیرد، جهت بالا بردن آمادکی و قدرت ورشکاران است. این روزنامه چینی چندی از این تمرینات را چنین نام برد : حمله به کوه – مقاومت در مقابل فشار کیسه هوا – پرس شدن درون ماشین و ...

و اما بشنوید از فیلم منتشر شده از سوی یک شبکه معروف جهانی ! این شبکه فیلمی از صحنه تصادف رضازاده پخش کرد که در آن قوی ترین مرد جهان مشغول دست دادن با چند زن خارجی بوده است. و همچنین لبخند و حرکت سر بالا به پایین رضایت آمیزی که زیر وزنه انجام می داده است را در مقابل این زنان خارجی انجام می دهد. حالا دوربین های این شبکه خارجی از کجا چنین به موقع در کشورمان فیلم تهیه کرده اند و آن زنان خارجی داخل کوه های ایران چه کاری می کرده اند، خدا بهتر می داند. ما فقط جا دارد از تکنولوژی مونتاژ سپاس گذاری کنیم.

و در پایان ما نتیجه گرفتیم که ماشین" رضازاده مندلی" نه بوق داره، نه صندلی! بابا تو رو خدا یکم دست نوازش مالی از سر تیم فوتبال " مونگولیان صنعت نخ" بردارید و نیم نگاهی به غرور آفرینان کشورمان بیندازید.

(جمعی از غرورآفرینان : احسان حدادی، حسین رضازاده خانوم ابراهیمی و هادی ساعی، تیم والیبال و ... )   

پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 توسط سعید |

خاطرات یک دوست

 

- هفته پیش بود که بالاخره پس از کلی بحث و مباحثه و مصاحبه و محاسبه چند لیتر باقی مانده، تصمیم گرفتیم، شال و کلاه کنیم و بریم سفر ! بابام گفت : امسال دیگه بریم چین ! مامانم گفت : نه بریم سوریه! خواهر گرامی گفت : بریم قشم. در همین حال بنده از جای خود بر خواستم و بانگ برآوردم که یا اهل خانه، ای کم خردان از چه صحبت می کنید ؟ آخر با کدامین سوخت، قصد سفر کردید ؟

- خلاصه حرف حساب که جواب ندارد، تصمیم گرفتیم به یکی از شهرستان های اطراف برویم. تا نسوزانیم آنچه را که باید بسوزانیم. از آنجایی که خانواده ما از سطح فرهنگ بالایی در رانندگی برخوردار است. و به همه قوانین راهنمایی و رانندگی و حقوق شهروندی و از این چرت و پرت ها احترام می گذاریم. مرتکب هیچ گونه جرمی نشدیم. فقط نمی دانم چرا وقتی در بزرگراه حرکت می کردیم ماشین ها از روبروی ما می آمدند. و همه برای ما بوق می زدند. بابا گفت : عجب جامعه خلاف کاری شده اند. مادر گفت : خجالت هم چیز خوبی است، خلاف می آیند و بوق هم می زنند.

- بابا گوشی همراه رو برداشت و گفت هر چه زود تر باید به وظیفه خودم عمل کنم و این همه خلاف را به پلیس گزارش کنم. همینطور که ماشین ها داشتند خلاف می اومدند و برای ما بوق می زدند و گلاب به روتون برای ما فحش می دادند . بابای ما هم در حال رانندگی به پلیس تماس می گرفت. که ناگهان با چیزی که انتظار نداشتیم رو به رو شدیم. دیدیم پلیس بزرگراه نیز خلاف می آمد.

- من یکی که از تعجب شاخ در آوردم. پلیس هم با این خلاف کاران هم دست بود. تازه قصد داشت ما را نیز متوقف کند. ولی من به بابا گفتم پایش رروی دنده بگذارد وتخت گاز برود، که این ها همه دستشان درون یک کاسه است. شانسمان گرفت که بابای بنده سال ها در مسابقات فرمول 3 نیوتون شرکت کرده بود وگرنه از پس این همه خلافکار که خلاف می آمدند چگونه بر می آمدیم.

- مامان از ترس همچو آبشار نیاگارا مشغول ریختن عرق بود. خواهر گفت : این بی قانون ها حتی تابلو های بزرگراه را نیز بر عکس نصب کرده اند. در همین لحظه یک فروند بال گرد نیروی انتظامی از بالای سرمان کوب کوب کنان رفت و برایمان دست تکان داد. ما نیز لبخندی زدیم و برایش دست تکان دادیم. تازه داشتیم خوشحال می شدیم که این یکی دیگر با ماست، گوشتان حرف بد نشنود، ندا آمد که ای اهل خلاف بایستید وگرنه بدبخت می شوید. دیگر طاقت این همه ذلت و خواری را نداشتیم. سر و گردن خویش را از ماشین بردم بیرون و خواستم رو به بالا هر چه از دهنم در میاد بهش بگم. که به علت سرعت بالای ماشین چشم ها و دهانم باز نمی شد و ...

- همینطور که داشتیم در مقابل این ننگ از خود استقامت نشان می دادیم. متوجه شدیم که دیگر ماشینی از روبرو نمی آید. دست هایمان را بالا بردیم و به هم زدیم در حالی که آواز هورا بر سر نهاده بودیم. و در این خیال بودیم که ماشین های خلافکار دیگر تمام شده اند و به اشتباهشان پی برده اند. نور زیادی بر صورتمان افتاد و تعداد زیادی از ماشین های نظامی جلوی راهمان را بسته بودند. نه راه پس بود و نه راه پیش ! بعد از یک مشاوره و مباحثه تصمیم گرفتیم، چشم های خویش را ببندیم و بلند و بلند داد بزنیم : آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآ ..............

- ماشین در یک اپسیلون متری نیروی پلیس متوقف شد و ما را به طرز خیلی خشن از ماشین پیاده کردند. من که می دونم اسلحه هاشون تقلبی بود، به نظر من این ها اصلا پلیس نبودند. پلیس بزرگراه فقط یک تابلوی ایست داره نه این همه تشکیلات! چاره ای نبود، با وجودی که ما خلاف کار نبودیم. باید معذرت خواهی می کردیم. بابا گفت: تو رو خدا جناب سرهنگ، مریض داریم. عجله داشتیم. و ...

این طور شد که گفتند : اگر واقعا اینجوری که برید. و ما را آزاد کردند. من همیشه به بابا می گم که نمی خواد از این فرهنگ بالای خودش تو جاده ها استفاده کنه ! آخه بابام آیین نامه خیابون های بریتانیای کبیر رو که ماشین ها از اونطرف می رن رو مطالعه کرده بود. ولی خب همه که مثل ما فرهنگ بالای اروپایی نداشتند.

- از سر برگشت هم که یه بار گفتند سهمیه سفر می دیم یه بار گفتند نمی دیم ما که پاک گیج شده بودیم. تصمیم نداشتیم برگردیم. اما من خیلی اصرار کردم که با سهمیه سوخت یکی از آشنایان که در راهنمایی و رانندگی کار می کند بنزین بزنیم و بیایم. یک سری به شما و به وبلاگ بزنم. حال و احوالتون خوبه ؟ در سلامت کامل به سر می برید ؟

- نتیجه پایانی : زود رسیدن بهتر از دیر رسیدن است. و از طرفی دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است. پس زود رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است.

پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 توسط سعید |



چنان باش که به هر کس بتوانی بگویی، مثل من رفتار کن!!!

sms_1384@yahoo.com

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

نازترین عکسهای ایرانی

نیازمندیهای ایران


اس ام اس تبریک نوروز 88
همه چیز در مورد علی دایی
دانشجویان در ملل مختلف
خدا نصيبتان نکند
خدا نصيبتان نكند
خدا نصيبتان نكند
چقدر عیالتان را دوست دارید ؟!
ایده بده , پاداش بگیر !

هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته دوم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته چهارم آذر 1384
هفته سوم آذر 1384
هفته دوم آذر 1384
هفته اوّل آذر 1384
هفته چهارم آبان 1384
هفته سوم آبان 1384
هفته دوم آبان 1384
هفته اوّل آبان 1384
هفته چهارم مهر 1384
هفته سوم مهر 1384
هفته دوم مهر 1384
هفته اوّل مهر 1384
هفته چهارم شهریور 1384
هفته سوم شهریور 1384
هفته دوم شهریور 1384
هفته اوّل شهریور 1384
هفته چهارم مرداد 1384
هفته سوم مرداد 1384
هفته دوم مرداد 1384
هفته اوّل مرداد 1384
هفته چهارم تیر 1384
هفته دوم تیر 1384
هفته اوّل تیر 1384
هفته چهارم خرداد 1384

** برق قدرت (وبلاگ خودمه) **
۞ ۞ ساحل درون ۞ ۞
پرسپوليس رو عشق است
تبسم باران
سلام به روی ماهت
** آرزوهاي پرنسس کوچولو **
عکس خوانندگان
دانلود جدیدترین آهنگهای ایرانی
عشق يعني زندگي
مدل لباس
** رعنا جون **
-- عکسهای خفن ایرانی --
**راهی برای پیشرفت**
تا شقايق هست زندگي بايد کرد...
دنیای خنده
متال باز
عشق همیشگی
آرتین کوچولو و قصه هایش
** ستاره جون **
رفتم که دیگر برنگردم
هانیه خانوم
:۩۩ عکسهای خوشگل با هزار تا مشکل۩۩
عضو شو بازي كن جايزه ببر
×××(خپل)×××

RSS 2.0