تبليغاتX
** دیگه سلطان قلبم نیستی **

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

** دیگه سلطان قلبم نیستی **



وام ترک اعتیاد!!!

با توجه به درخواست های مکرر بسیاری از دوستان اراذل اوباش و معتاد، مبنی بر چگونگی دریافت وام ترک اعتیاد، بر آن شدیم. تا با یکی از مسئولین در این زمینه گفتگویی داشته باشیم.

خدمت سرکار خانوم قناریان، کارشناس مبارزه با اعتیاد عرض سلام و خسته نباشید دارم. خواهش می کنم خودتونو برای خوانندگان بیکار و الاف ما معرفی کنید و بگید چند سالتونه !

 

-         قناریان : سلام. خب منم سلام عرض می کنم خدمتتون و همینجا بگم که خیلی لوسی، شما که منو تو خط بالایی معرفی کردید. من دیگه کیو معرفی کنم ؟ در ضمن سن من به تو و این خوانندگان [ـــــــــ] هیچ ربطی نداره.

 

-      بله. خواهش می کنم  احترام خودتونو نگه دارید. من شما رو به آرامش دعوت می کنم. اگر اجازه بدید، از حضورتون استفاده کافی رو ببریم.

 

-         قناریان : اولا تو غلط می کنی منو به آرامش دعوت می کنی. دوما چی می خوای استفاده کنی؟ تریاک، کراک، خوراک... کریستال، شیشه، آهن، چدن، نون خشکی، نمکی ...  

 

-      ببخشید خانوم منظورم از استفاده کردن این بود که سوالاتی در مورد شرایط یک معتاد برای تعلق گرفتن وام ترک اعتیاد، از شما بپرسیم.

 

-         قناریان : خب. همین ؟ این همه راه اومدی اینجا فقط همینو بپرسی ؟

 

-       نه خب! می خواستم خواهش کنم. تشریف بیارید به دوستان اراذل سواد یاد بدید.

 

-         قناریان : فقط همین ؟ به خاطر اراذل بیام ؟ باشه من فردا میام...

 

-       اگر امکان داره، از این به بعد هر روز بیاین ...

 

 

-         قناریان : چرا هر روز بیام ؟ به خاطر اراذل اوباش ؟

 

-       نه. به خاطر خودم.

 

-         قناریان : ها ها ها... تو که منو کشتی با این سکوتت. خب چی مصرف می کنی عزیزم ؟

 

-          صابون مصرف می کنم (از همکاران عزیز خواهش می کنم اسم منو شطرنجی کنید. )

 

-         قناریان :واه . خدا مرگت بده . صابون چرا ؟ مریض می شی ! بیا کراک سرویس پک 3 استفاده کن.

 

-       نه خانوم قناریان والا من یه مدت قیر مصرف می کردم. تصمیم گرفتم ترک کنم، خودمو به یک موسسه ترک اعتیاد معرفی کردم.اونجا به من شربت بنزین دادند تا قیر ها از درون معدم پاک بشه. اونجا بود که معتاد بنزین شدیم، چشمتون روز بد نبینه، بنزین که سهمیه بندی شد، به ما کارت سوخت ندادن. الانم دارم شکلات صابون مصرف می کنم. می خواستم از وام ترک اعتیاد بهره مند بشم.

 

-         قناریان : پس که اینطور. این وام ترک اعتیاد وجود خارجی نداره. شایعه است. مثل سیمرغ....

 

-       بله. ببخشید سرنگ دارید ؟ می خوام یکم شامپو تزریق کنم ...

 

-         قناریان : پس تزریق هم می کنی... مرتیکه ی احمق بی شعور تو خجالت نمی کشی ؟ گرفتی ما رو ؟ بدبخت بیچاره فکر کردی من مسخره تو ام. هر اراجیفی که خواستی بگی و من باور کنم. برو خدا وامتو یه جای دیگه حواله کنه. برو آقا جان...

 

هر هر هر... نه خداییش داشتین چه جوری سر کار گذاشتمش . طرف روانش خشخاشی بود. 2 ساعت بهش نرسیده اینقدر داغونه ... دوستان اراذل ملتفت شدن ؟  

 

شنبه بیست و یکم مهر 1386 توسط سعید |

فرار ماهی

سوالی که مدت ها ذهن ماهی ها را به خود مشغول کرده بود این بود که چرا آنها در آب غرق نمی شوند ؟! چگونه در آب نفس می کشند ؟ همین امر باعث شده که سالانه مقدار زیادی فسفر در مغز ماهی ها سوخته شود. دیگر کله ماهی ها فسفر سابق را نداشت و این خسارت زیادی را به ماهی گیران وارد می آورد. چرا که مردم دوست نداشتند ماهی احمق بخورند.

 

البته این بیماری ( کاهش فسفر مغزی ) به سرعت در دریا منتشر شد و ذهن خیلی از میگو های دانشمند را مشغول خود کرد. و این موجودات باهوش فکر کردند و فسفر مغزشان سوخت. تعداد دیگری از میگو های محقق دست به کار شدند و تحقیقاتی در مورد واگیر دار بودن بیماری تفکر و سوخته شدن فسفر مغزی انجام دادند. پس از ساعت ها تحقیق و بررسی مشخص گردید این بیماری خیلی خطرناک از طریق هسته اتم هیدروژن 6 مثبت به موجودات دریایی منتقل می شود.

 

وقتی این خبر از خبرگذاری کوسه نیوز منتشر شد. عده زیادی از ماهی ها و حتی شیر ماهی ها از ترس اینکه فسفر مغزشان سوخته نشود. آرزو کردند که به خشکی بروند و از این آب لعنتی نجات پیدا کنند. برای همین قاچاقی شب هنگامی که آب دریا بالا امده بود خود را به ساحل رساندند. و شبانه به دور از چشم ماهی گیران خود را به خارج از آب رساندند و در جا تلف شدند.

 

در این میان جلبک ها که از ضریب هوشی بسیار بالایی بر خوردار بودند از ترس اینکه مبادا اتم 6 بار مثبت هیدروژن، آن یک هزارم فسفری که درون مغز آن ها هست را بسوزاند. فکر کردند که چطور می توانند ریشه خود را از کف دریا بیرون بیاورند و از آب فرار کنند. اما متاسفانه همین فکر باعث شد مغز تک سلولیشان فعالیت کند و فسفر بسوزاند.

 

همه موجودات دریایی احمق و دیوانه و جاهل شده بودند و هر کدام مشغول کار هایی بودند که واقعا از یه انسان متشخص بعیده ...

 

صبح یه روز تابستونی که وسط اقیانوس آرام روی قایق دراز کشیده بودم و چرت می زدم متوجه شدم که یکی از مار ماهی ها مشغول انجام عملیات نجومی در دریاست.

 

خیلی تعجب کردم یه شیرجه زدم تو اقیانوس تا حدودا بیست هزار فرسنگی شنا کردم. فقط بگم که فشار آب خیلی زیاد بود و همه جا هم تاریک! از مار ماهی پرسیدم داری چی کار می کنی ؟ گفت دارم : حلال ماه شوال رو روئیت می کنم. 

 

گفتم : آها پس داری تو عمق دریا ماه رو پیدا می کنی ! تو که هنوز به سن تکلیف نرسیدی ماری کوچولو ! تازه من بهت قول می دم جمعه عید باشه دیگه نمی خواد روزه بگیری. دیدن هلال ماه مال عوام الناس دکتر ! نه برای ما که برگزیده ایم. دیدم دیگه داره نفسم داره بند میآد آخه کپسول اکسیژن نیاورده بودم، دماغمو گرفتم بیام بالا که دیدم ژول ورن با زیردریاییش داره از اونجا رد می شه. یه دست براش تکون دادم. اونم واسم بوق زد و گفت : چرا سرخ شدی ؟ بیا سوار می رسونمت. خلاصه در زیر دریایی رو باز کرد. منو رسوند. اومدم پیش شما ببینم حالتون خوبه ؟ در سلامتی کامل به سر می برید ؟

 

شنبه بیست و یکم مهر 1386 توسط سعید |

تبریک

 

خدا رو يک ميليون مرتبه شکر که بالاخره اين مهموني الهی تموم شد. آخه چقدر بریز بپاش سر این افطاری های مصلحتی - انتخاباتی - اداراتی ... خدا رو شکر که بالاخره ماه شوال رو به آسمون ما رسوند. این عيد بزرگ ام عيد ... عيد بزرگ ... حمــــــــيد ( عيد تبرک خانوم ) بله . اين عيد تبرک و فرخنده را خدمت همه مردم جهان مخصوصا خودم شاد باش مي گوييم.

در ضمن می دونید خدا امسال مردم ایران رو گول زد. چرا که روز قدس یعنی آخرین جمعه ماه رمضون امروز بود . باور کنید از ساعت ۶ صبح دارم تو خیابونا و سر چهار راه ها راه پیمایی می کنم.  مدونی من اسم امروز رو می ذارم قدس الشک !

شنبه بیست و یکم مهر 1386 توسط سعید |

 

 

عید سعید فطر

 

 

 

 

بر تمام عاشقان مبارک باد

 

شنبه بیست و یکم مهر 1386 توسط سعید |

sms های سرکاری

 

 وقتی اومدم چنان حالتو میگیرم که نفست بند بیاد
از ترس پاهات بلرزه
همچین ابروتو می برم که نتونی سرتو بالا کنی
سوسول من قبض موبایلتم

 

 خيلي بي معرفتي ! خيلي بد جنسي ! خيلي نامردي ! خيلي بي مرامي ! آخه نا  لوطي ! من از روي چي توز بايد بفهمم موتور خريدي؟

 

تو مثل خورشيد هستي . مي دوني چرا؟
چون با همون نگاه اولت مي شد فهميد كه از پشت كوه اومدي

 

يكي دلش واسه ماهي ميسوزه ....
يكي دلش واسه ماهي گير .....
ولي هيچكي دلش واسه تو نميسوزه كه سر قلابي

 

چشمهای درشت و زیبایت را که به من میدوزی و با لبهای زیبا آواز می خوانی، احساس می کنم که بیش از همیشه عاشقت هستم،
تو زیباترین قورباغه ی این برکه ای

 

سلام کجایی؟ نیستی....
نشستی اون بالا با تنهایی خودت حال میکنی
ما را تحویل نمی گیری....
الهی قربونت برم بی زحمت 2 تا نارگیل بنداز پایین!

 

جمعه بیستم مهر 1386 توسط سعید |

گفتگو با خدا

 

خواب دیدم
در خواب با خدا گفتگویی داشتم.
خدا گفت:
پس میخواهی با من گفتگو کنی؟
گفتم اگر وقت داشته باشی.
خدا لبخند زد ،
وقت من ابدی است.
چه سئوالاتی در ذهن داری که که میخواهی از من بپرسی؟
چه چیز بیش از همه شما را در مورد انسان متعجب میکند؟
خدا پاسخ داد . . .
این که آنها از بودن در دوران کودکی ملول میشوند.
عجله دارند که زودتر بزرگ شوند و بعد حسرت دوران کودکی را میخورند.
از اینکه سلامتشان را صرف به دست آوردن پول میکنند
و بعد پول شان را خرج حفظ سلامتی میکنند.
این که با نگرانی نسبت به آینده زمان حال فراموش شان مبشود.
آنچنان که دیگر نه در آینده زندگی میکنند و نه در حال.
این که چنان زندگی میکنند که گویی هرگز نخواهند مرد
و چنان می میرند که گویی هرگز زنده نبوده اند.
خداوند دست های مرا در دست گرفت و مدتی هر دو ساکت ماندیم.
بعد پرسیدم . . .
به عنوان خالق انسانها می خواهید آنها چه چیز را در زندگی یاد بگیرند؟
خدا با لبخند پاسخ داد،
یاد بگیرند که نمی توان دیگران را مجبور به دوست داشتن خود کرد.
اما میتوان محبوب دیگران شد.
یاد بگیرند که خوب نیست خود را با دیگران مقایسه کنند.
یاد بگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتری دارد،
بلکه کسی است که نیازی کمتری دارد.
یاد بگیرند که ظرف چند ثانیه میتوانیم زخمی عمیق در دل کسانی که دوستشان داریم ، ایجاد کنیم
و سال ها وقت لازم خواهد بود تا آن زخم التیام یابد.
با بخشیدن، بخشش یاد بگیرند.
یاد بگیرند که کسانی هستند که آنها را عمیقا دوست دارند
اما بلد نیستند احساس شان را ابراز یا نشان دهند.
یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها را ببخشند
بلکه خودشان هم باید خود را ببخشند.
و یاد بگیرند که من این جا هستم.
همیشه

 

جمعه بیستم مهر 1386 توسط سعید |

طنزی برای فیلم پارک وی

 

معرفي فيلم:

فيلم «شهربازي وي» ساخته «آقا فريبرز» است، «آقا فريبرز» اين فيلمش را نسخه آزمايشي فيلم قبلي اش (فيلم سرخ) مي داند، هر چند خودش هم نمي داند چطور اول خود فيلم اكران شده و سپس نسخه آزمايشي اش!، اين فيلم در ژانر دلهره-كمدي قرار مي گيريد، به طوري كه از فيلم «خوابگاه دختران» نيز فيلمي شادتر و مفرح تر است.

نمايش فيلم:

(از آنجا كه ما نمي توانيم فيلم را در صفحه روزنامه براي شما نمايش دهيم، برايتان خلاصه اي از آن را مي نويسيم!)
يكي بود يكي نبود، يك دختري بود كه معتقد بود اين روزها خواستگار پيدا نمي شه و بايد با اولين خواستگارت هر چند اسكول ( توضيح: اسكول نام پرنده اي است كه كمي تا قسمتي گاگول است) باشه، ازدواج كني!
يك روزي همين دخترخانم با دوستش داشتند فال قهوه مي گرفتند كه يه پسر خوش تيپ را ديدند، آقا پسر هم پس از انجام كمي حركات نمايشي با ماشين، به دخترخانم پيشنهاد ازدواج داد و در كمتر از يك هفته از آشنايي شون با هم ازدواج كردند!
بعداً قرص هايي كه پسر استفاده مي كرد، كمياب شد و آقا پسر قرصهاش رو سر وقت نخورد، در نتيجه قاطي كرد و زنش رو شكنجه داد، باباي زنش رو هم كشت، بعد دختره هم ديوونه شد و زد شوهرش رو كشت!

تحليل فيلم:

كارشناس : ها ها ها ... هه هه هه (صداي خنده)


مجري برنامه: آقاي كارشناس برنامه داره پخش مي شه ... نظرتون در مورد فيلم چي بود؟


كارشناس: اهم!(صداي سرفه)، بعله! اين فيلم يكي از آموزنده ترين فيلمهايي بود كه براي كودكان ساخته شده بود.


مجري برنامه: مي شه موارد آموزنده فيلم رو عنوان كنيد؟


كارشناس: بعله، من موارد آموزنده فيلم رو روي كاغذ نوشتم و براتون مي خونم:
1- درست است كه در عصر حاضر خواستگار گير نمي ياد، اما اين دليل نمي شود با هر اسكولي كه اومد خواستگاريت ازدواج كني!
2- تا يك بچه مايه دار،خوش تيپ و يا ماشين مدل بالا ديديد سريع خام نشيد!
3- قبل از ازدواج، از داماد محترم علاوه بر آزمايشهاي معمول، آزمايش سلامت رواني هم بگيريد، كه ديوونه هاي اين دوره زمونه هم كلي حرفه اي شدن براي خودشون!
4- وقتي يه نفر بهتون مي گه نخند، خب به حرفش گوش كنين! چون ممكنه آن چنان با ماهيتابه بزنه تو صورتتون كه بميريد!
5- هميشه قرصهاتون رو سر وقت بخوريد!
مجري: آقاي كارشناس فكر ...
( يك نفر به داخل استوديو مي آيد و در حال گشتن به دنبال يه چيزي است!)


مجري: كي اينو راه داده اينجا؟ آقا دنبال چي مي گردي؟!


م.مهدوي كيا : دندون من اينجا نيفتاده؟! شما پيداش نكردين؟!


مجري: با عرض پوزش از شما بينندگان، آقاي كارشناس فكر مي كنيد چرا ديدن اين فيلم براي افراد زير شانزده سال توصيه نشده بود؟


كارشناس: متأسفانه قرار بود در تبليغات اين فيلم عنوان شود ديدن اين فيلم به افراد بالاي 16 سال توصيه نمي شود كه به علت يك اشتباه تايپي كوچولو، شد افراد زير 16 سال!، در حقيقت اين فيلم براي گروه سني الف و ب ساخته شده است و افراد بزرگسال توانايي برقراري ارتباط با فيلم را ندارند.


مجري: نظر شما در مورد دست فرمان بازيگران اين فيلم چيست؟


كارشناس: دست فرمان نقش اول مرد كه عالي بود، ديدي چه دستي اي كشيد؟! من ديوونه اون صحنه خلاف رفتن مرد و در انتهاي فيلم دختره توي بزرگراه هستم، البته بايد قدرداني كرد از نويسنده فيلمنامه كه در فيلمنامه چيزي از گشت كنترل نامحسوس و همچنين پليس بزرگراه ننوشته بودند وگرنه ماشين پسره و دختره توقيف مي شد، در ضمن تهيه كننده فيلم هم شانس آورد فيلم قبل از سهميه بندي بنزين ساخته شد!


مجري: آقاي كارشناس نظر شما در مورد اينكه توي اين فيلم زياد بارون مي اومد چيه؟


كارشناس: خب استفاده از آب بارون بهترين راه براي آب بستن به فيلمنامه و كليت فيلم بود، نكنه توقع داشتيد براي آبكي كردن فيلم از آب معدني استفاده كنن؟! مي دوني چقدر خرجش مي شد!!


مجري: به عنوان حرف آخر اگه توصيه اي به بيننده هاي عزيز داريد، بگوييد؟


كارشناس: چند روزي بيشتر تا اتمام مهلت تكميل اظهارنامه هاي مالياتي نمانده، بياييد ...


كارگردان: كات آقا كات ... آقاي كارشناس برنامه ما چه ربطي به ماليات داره؟!


كارشناس: آخه «نويسنده مطلب» گفت يه جوري توي صحبتها از ماليات هم حرفي بزنم.


كارگردان: عجب آدم بي جنبه ايه ها! حالا خوبه توي دومين جشنواره مطبوعات و خبرگزاريها در حوزه ماليات در بخش طنزش دوم شده، اگه اول شده بود چه كار مي كرد!!

 

جمعه بیستم مهر 1386 توسط سعید |

جمله هاي عارفان و بزرگان

 

معلم نفس خود و شاگرد وجدان خويش باش (ارسطو)

جاييكه سخن باز ميماند موسيقي آغاز ميگردد (واگنو)

زندگان مردگان هستند كه ايام مرخصيشان را در اين دنيا ميگذرانند (مترلينگ)

حيات بشر چون شبنم است كه از روي برگ گلي ميلغزد و ميافتد (بودا)

مهرباني زباني است كه لال ميتواند با ان سخن بگويد و كر ميتواند ان را بشنود و بفهمد (بووي)

يك هديه با ارزش و بدون خرج كه هرگز فراموش نمي شود مهرباني و محبت است (لاورنس)

قبل از انكه كودك را بزنيد يقين پيدا كنيد كه خود سبب خطاي او نشديد (اوستين اومالي)

آدم ولخرج امروز گداي فرداست (ابوالعلا معري)

هر كس عيبهاي خود را با دوربين و نقص ديگران را با ذره بين نگاه ميكند(اميل اوژيد)

از روي رنگ خاكستري مو نميتوان عمر قلب را شناخت (بودا)

دست ياري دادن بيش از دويدن مارا گرم نميكند (جوليا وارد هود)

مزيت با سوادان بر بي سوادان همانند برتري زندگان بر مردگان است (ارسطو)

عشق تنها مرضي است كه بيمار از آن لذت ميبرد (افلاطون)

اگر هر روز راه را عوض كني هرگز به مقصد نخواهي رسيد (بالانش)

فضيلت انسان زير زبانش نهفته است(حضرت امير )

 

جمعه بیستم مهر 1386 توسط سعید |

قصه اينجوري شروع شد

 

 

 

 

 

 

قصه اينجوري شروع شد ....... من وچشمات و ترانه

 

تو رو خواستن تا هميشه ....... گريه و اشک شبانه

 

تو مي دوني تا هميشه .......  من به ياد تو مي مونم

 

هرچي که ترانه دارم ....... واسه ي چشات مي خونم

 

واسه داشتن دستات .......  لحظه هام پر از بهونه اس

 

ديدن صورت ماهت ....... يه خيال عاشقانه اس

 

بي تو من هيچي ندارم ...... پيش چشمات کم مي يارم

 

اگه تو بخواي مي ميرم جون به دستات مي سپارم

 

لحظه هامو با حضورت ....... عاشق وترانه خون کن

 

با نگاه پاک و معصوم ....... دل سردمو نشون کن

 

تو مثه آب و نفس باش ....... واسه اين عاشق مجنون

 

رو تن اين خاک تشنه ....... تو ببار هميشه بارون

 

پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 توسط سعید |

من و شمع

 

اکنون دراتاق کوچک تنهایی هایم درکنار شمعی به درد دل نشسته ام

وسخن میگویم با اوکه چه رسمی است روزگار را.

موسیقی باران برخلوت تنهاییمان رنگ دیگری بخشیده . خیره در چشمانش

مانده ام هر دو اشک ریزان به پایان عاقبت خویش می اندیشیم او ساعتی چند و من سالی چند

ساحل چشمان دریایی اش به کبودی رفته . تن نحیفش را به زحمت بر روی

کمر نگه داشته.

آخر نمیدانم فرق من و او چیست که ساعتی چند ومن سالی چند؟

دست دراز میکنم تا برسرش دستی کشم تا آرامشش دهم اما از تب

عشقی که در وجودش نهفته دستانم میسوزد چه میشد من هم مثل او باشم

عاشق

درچشمانم خیره میشود وآرام میگوید :

 صبر صبر صبر

 

پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 توسط سعید |

آگهي ها و اعلانات جالب و عجيب

 

بلوتوث بازی آخوند ها !!!!!!!

 

 

انگليسيشو بخونين نزديكتره!!

 

 

داماد باحال . . . . . ! آخه آدم انقدر . . . . Shy ؟

 

 

آگهي استخدام!!!

 

 

تابلوی چیز ممنوع !!

 

 

ّرفاقت یعنی این !!!

 

 

 

پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 توسط سعید |

الو.......رئیس جمهور؟!

 

شهروندان ایرانی که خواهان ابراز «مشکلات، شکایات و پیشنهادات» خود به رئیس جمهوری هستند از چند ماه آینده قادر خواهند بود با شماره تلفن«111» تماس بگیرند."

از آنجا که ما احساس کردیم امکان ندارد تلفنی سه رقمی در کشور ما راه اندازی شود و کسی بوسیله این تلفن ها مزاحمت ایجاد نکند، پیشاپیش چند نمونه از مزاحمت های تلفن 111 را برایتان بازگو می کنیم:

- الو...رئیس جمهور؟
- بله، البته اینجا دفتر ریاست جمهوریه.
- من میوه فروش محل سکونت آقای دکترم. می خواستم از ایشون تشکر کنم که این میوه فروشی ما رو یه رونقی دادن!
- ولی اون فقط یک مثال بود که زدن.
- در هر صورت از اون موقع به بعد ما ساعت کارمون بیست و چهار ساعته و گاهی اوقات بیشتر شده!

***
- الو، سلام. چطوری اپراتور دفتر رئیس جمهور؟ خوبی؟ از انرژی هسته ای چه خبر بلا؟
-سلام. انرژی هسته ای هم خوبه! به مرحمت شما!
-بلاااا، حتما توی ایرانسل آشنا داشتی که تونستی شماره به این رندی بگیری! آره؟!

***
- تاکسی ارغوانه اونجا!
!!!!

***
- سلام علیکم.
- سلام علیکم.
- من زنگ زدم خدمت شما کارمندان محترم دفتر آقای احمدی نژاد عرض کنم که اگر در انتخابات بعدی به بنده رای عنایت بفرمایید، نفری 50 هزارتومان تقدیمتان می کنم! البته به تمام مردم ایران...
- ...الو حاج آقا...صدا قطع و وصل میشه!...الو...تق!

***
- سلام آقا. من از طرف چند تا جوون دارم زنگ میزنم.
- بله. ما در خدمتتونیم. دولت نهم پذیرای حرف جوونهاست.
- اگه لطف کنین همون توپ ما رو که افتاده توی حیاط دفتر رئیس جمهوری بدین، خیلی ممنون میشیم! آخرِ بازیمونم هست. قول میدیم زود جمعش کنیم بریم!
- اگه دفعه دیگه ببینم اینجا...توپتون رو پاره...!

***
- شنبَه!
- بله، چهارشنبَه!...خب دیگه شوخی بسه! قطع کن آدم حسابی ها پشت خطن!

***
-الو، دفتر رئیس جمهور؟ من میخواستم یه مشکل اساسی رو که در کشور هست، با ایشون مطرح کنم.
-شرمنده جناب.به علت کثرت مزاحمت های تلفنی ، این شماره به نیروی انتظامی، بخش مبارزه با اراذل و اوباش واگذار شده!


پنجشنبه نوزدهم مهر 1386 توسط سعید |

آگهي ها و اعلانات جالب و عجيب

 

با انتشار اين عكس قيمت 206 در بازار تهران سقوط كرد!!

 

 

خانواده موفق خانواده ايست كه اصول ايمني را جدي بگيرد!

 

 

طریقه استفاده ایرانیان از کامپیوتر!!!

 

 

كي ميگه به هواپيما ها نميرسن؟ مگه تكنولوژي نگهداري رو نميبينين؟!


 

 

حقوق کارگرها رو باید سر وقت داد . . . . . !

 

 

ادامه دارد.....

چهارشنبه هجدهم مهر 1386 توسط سعید |

تقدیم به تمام بی وفایی هات

 

  یکی  بود و یکی نبود ؟   

 اونی که بود  تو بودی و اونی که نبود من بودم

 

 یکی داشت و یکی نداشت ؟ 

 اونی که داشت تو بودی و اونی که تو رو نداشت من بودم

 

یکی خواست و یکی نخواست ؟  

اونی خواست تو بودی و اونی که بی تو بودن را نخواست من بودم

 

یکی آورد و یکی نیاورد ؟

اونی که آورد تو بودی و اونی که جز تو به هیچ کس ایمان نیاورد من بودم

 

یکی برد و یکی نبرد ؟

اونی که برد تو بودی و اونی که دل به تو باخت من بودم

 

یکی گفت و یکی نگفت ؟

اونی که گفت تو بودی و اونی که دوستت دارم رو به هیچ کس جز تو نگفت من بودم

 

یکی موند و یکی نموند ؟

اونی که موند تو بودی و اونی که بدون تو نمی تونست بمونه من بودم

 

چهارشنبه هجدهم مهر 1386 توسط سعید |

غریبانه

 

 

 

من غریبانه به این خوشبختی می نگرم

 

 

من به نومیدی خویش معتادم

 

 

چهارشنبه هجدهم مهر 1386 توسط سعید |

مزایای بدحجابی و مانکن خیابانی بودن!!!

 

۱ -تغییر کاربری دستمال سفره و دم کنی به روسری و صرفه جویی در پول و پارچه



۲- مطرح شدن خروس و دارکوب به علت مد شدن مدل موی خروسی و بالا رفتن

قیمت خروس در حد گاو



۳-بالا رفتن بی سابقه فروش گن های لاغری سونا بلت در حد کمپانی مایکروسافت

به علت پوشیدن مانتوهای بدن نما و خوش هیکل بودن ۹۰٪ دخترای ایرانی (روم به

دیوار مورچه خاک به گور)



۴-تولید نیروی برق و الکتریسیته و از راه اشعه تولید شده زلف دختران ایرانی در حد

نیروگاه بوشهر



۵-قوی شدن چشم مردان ایرانی در حد تلسکوپ و گسترش زبان فارسی خصوصا

این ضرب المثل((یه نگاه که حلاله))



۶-کاهش نرخ بیکاری افراد شاغل در شغل های شریف خفاش شب..عنکبوت..

اتو زنی..تاکسی مرسی..مدیریت خانه عفاف..



۷-ایجاد بازار کار برای دختران ایرانی به عنوان حوری در بهشت و دوبی



۸-پر شدن اوقات فراغت برادران همیشه در صحنه بسیج و برخورد با خانمها



۹-پیدا شدن خیلی میلیون جنیفر لوپز که استعداد انها سالها زیر مانتوی گشاد هدر

میرفت



۱۰-افزایش فروش انواع گریس و متعلقات به علت نیاز دختران برای پوشیدن و

درآوردن مانتوهای چسبان



۱۱-پیدا شدن دو نقطه برجستگی جدید اضافه بر برجستگیهای قبلی دختران ایرانی

نظیر دانشگاه و آشپزی



۱۲-تکامل چشم مردان ایرانی و قابلیت چرخش در ۳۶۰ درجه برای دید زدن حداکثر

داف ممکن

 

چهارشنبه هجدهم مهر 1386 توسط سعید |

آگهي ها و اعلانات جالب و عجيب

 

اگهي جالب!

 

عمومي يعني دو نفره؟!

 

هشدار دلسوزانه!

 

تابلوي انتهاي سبقت ديده بوديم ولي اينو نديده بوديم!

 

شعبه مک دونالد در ایران !!!!!!!!!

 

ادامه دارد....

 

 

سه شنبه هفدهم مهر 1386 توسط سعید |

پروردگارا

 

پروردگارا

 

 

به من آرامش ده

 

تا بپذیرم آنچه را که نمیتوانم تغییر دهم

 

 

 

دلیری ده

 

تا تغییر دهم آنچه را که میتوانم تغییر دهم

 

 

 

بینش ده

 

تا تفاوت این دو را بدانم

 

 

 

مرا فهم ده

 

تا متوقع نباشم دنیا ومردم آن

 

مطابق میل من رفتار کنند

 

سه شنبه هفدهم مهر 1386 توسط سعید |

دختر = بدبختی

سه شنبه هفدهم مهر 1386 توسط سعید |

دانشجو در ملل مختلف !!!

 

ژاپن: بشدت مطالعه می کند و برای تفریح ربات می سازد!


مصر: درس می خواند و هر از گاهی بر علیه حسنی مبارک، در و پنجره دانشگاهش را می شکند!


هند: او پس از چند سال درس خواندن عاشق دختر خوشگلی می شود و همزمان برادر دوقولویش که سالها گم شده بود را پیدا می کند. سپس ماجراهای عاشقانه و اکشنی(Action) پیش می آید و سرانجام آندو با هم عروسی می کنند و همه چیز به خوبی و خوشی تمام می شود!


عراق: مدام به تیر ها و خمپاره های تروریست ها جاخالی می دهد ودر صورت زنده ماندن درس می خواند!


چین: درس می خواند و در اوقات فراغت مشابه یک مارک معروف خارجی را می سازد و با یک دهم قیمت جنس اصلی می فروشد!


اسرائیل: بیشتر واحدهایی که او پاس کرده، عملی است او دوره کامل آموزشهای رزمی و کماندویی را گذرانده! مادرزادی اقتصاددان به دنیا می آید!


گینه بی صاحاب!!: او منتظر است تا اولین دانشگاه کشورش افتتاح شود تا به همراه بر و بچ هم قبیله ای درس بخواند!


کوبا: او چه دلش بخواهد یا نخواهد یک کمونیست است و باید باسواد باشد و همینطور باید برای طول عمر فیدل کاسترو و جزجگر گرفتن جمیع روسای جمهوری امریکا دعا کند!


پاکستان: او بشدت درس میخواند تا در صورت کسب نمره ممتاز، به عضویت القاعده یا گروه طالبان در بیاید!


اوگاندا: درس می خواند و در اوقات بیکاری بین کلاس؛ چند نفر از قبیله توتسی را می کشد!


انگلیس: نسل دانشجوی انگلیسی در حال انقراض است و احتمالا تا پایان دوره کواترناری!! منقرض می شود ولی آخرین بازماندگان این موجودات هم درس می خوانند!


ایران: عاشق تخم مرغ است! سرکلاس عمومی چرت می زند و سر کلاس اختصاصی جزوه می نویسد! سیاسی نیست ولی سیاسی ها را دوست دارد. معمولا لیگ تمام کشورهای بالا را دنبال می کند! عاشق عبارت« خسته نباشید » است، البته نیم ساعت مانده به آخر کلاس! هر روز دوپرس از غذای دانشگاه را می خورد و هر روز به غذای دانشگاه بد و بیراه می گوید! او سه سوته عاشق می شود! اگر با اولی ازدواج کرد که کرد، و الا سیکل عاشق شدن و فارغ شدن او بارها تکرار می شود! جزء قشر فرهیخته جامعه محسوب می شود ولی هنوز دلیل این موضوع مشخص نشده؛ که چرا صاحبخانه ها جان به عزرائیل می دهند ولی خانه به دانشجوی پسر نمی دهند! او چت می کند! خیابان متر می کند ودر یک کلام عشق و حال می کند! نسل دانشجوی ایرانی درسخوان در خطر انقراض است!

 

سه شنبه هفدهم مهر 1386 توسط سعید |

آگهي ها و اعلانات جالب و عجيب !!!!!!!!

 

تبريك به تانيا جان!!

 

مزينات همكاران!

 

بانك تجارت يزد اسير بيسوادي تابلوسازان!!

 

درمان توسط فوق متخصص!!

 

لباس ملی . . . !

 

ادامه دارد.........


 

دوشنبه شانزدهم مهر 1386 توسط سعید |

عکسهای هدیه تهرانی در فرانسه

 

دوشنبه شانزدهم مهر 1386 توسط سعید |

فرق درس خوندن دخترها و پسر های ایرونی!!!

 
دخترها:                

 بعضي از اونا واقعاً مي خونند وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند

 بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ...

يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند.


  و اما پسر ها:

يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه ...

 يه كم كه درس  خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند

و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون  تموم ميشه

حال ندارند برند  بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون.

همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مياد) بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كه خونده بودند يادشون ميره به همين سادگی!!!

نظر هم بده!!!

 

دوشنبه شانزدهم مهر 1386 توسط سعید |

نامه حسن به یانگوم !!!

 

سلام يانگوم، ما تو را جمعه ها در تلويزيون مي بينيم، عکس هايت را هم ديروز در اينترنت تماشا مي کرديم و به تفاوت هاي کيفي پي مي بريم (منظورم کيفيت سريال است،) يانگوم جان تو خبر نداري ما چه مي کشيم (نترس چيز بد و بي تربيتي نمي کشيم.)

تو نمي داني الان مهمترين مساله مملکت ما اين است که فوتباليست هاي تيم ملي با شلوارک نروند ناهار بخورند. شلوارک خوب نيست يانگوم، خيلي خطر داره يانگوم، تو نمي داني که اخيراً گفته اند دانشگاه ها محل فساد هستند و دوم خرداد هم محل انحراف.

يادش بخير يانگوم، فساد و انحراف در گذشته صفايش بيشتر بود، يانگوم جان تو نمي داني در اينجا پنج، شش پست مهم را مي دهند به يک آقايي. او مي گويد رياست ستاد مبارزه با قاچاق کالا شغل نيست، راستي يانگوم اگر شغل نيست پس الف) تفريحات سالم است؟ ب) دستگرمي است؟ ج) مرغ ماهي خوار است؟ د) ميزان الحراره است؟ يانگوم جان بگو چيست پس؟

يانگوم مهربان، ما شاهد فداکاري هاي تو در دربار هستيم اما اين کارها آخر و عاقبت ندارد از دربار بيا بيرون و به ما بپيوند، يا لااقل بيا عضو اين معاونت رسانه يي رياست جمهوري شو و براي تمام تيترها و مطالب روزنامه ها يک جوابيه بنويس و بفرست، باور کن از بيکاري بهتر است، يانگوم، تو نمي داني مدتي است من هرچه مي نويسم يک جايش حذف مي شود. ديروز رسماً مطلب را ريخته بودند توي چرخ گوشت. چرخ گوشت که نمي داني چيست. در دهه تو حتي در دربار استکباري ات هم چرخ گوشت نبوده. حيف در يک قرن پيش زندگي مي کني وگرنه با هم چت مي کرديم و همه مشکلاتمان را برايت مي گفتم !!

 

یکشنبه پانزدهم مهر 1386 توسط سعید |

شکایت نامه

 

عرض تسلیت و تاسف!

 

هنگامی که مداح اهل بیت رپ می خوانــــــد ،

 

هنگامی که مهر بر منبر شیخ پرتاب می شود،

 

هنگامی که خود فروشان خودزنـــــی می کنند،

 

هنگامی که متن نوحـه در تاریکی گم می شود،

 

هنگامی که صف نان صلواتی محل از جمعیت حاضر در مراسم شب قدر بیشتر

 

می شود،

 

هنگامی که نوحه امام حسین در شب شهادت به جای نوحه امام علی خوانده

 

می شود،

نگاهی به ساعت می اندازی و مراسم پرفیض را ترک می کنی...

-------

اونشب پیرمردی با دل ساده خویش شعری خواند که از هفتاد مداح و مجلس گرم

کن تاثیرش بیشتر بود. او به خاطر شعرش پول نگرفت و با احساسش خواند

نه با زبانش...

 

از دشمنان اهل بیت بیزاری می جویم. اما لذتی که در بخشش است در نفرین

نیست. همانند لذتی که در گذشت است در انتقام نیست. علی از قاتل خویش

 گذشت...

یادمان باشد در جهان اگر عشق بورزی عشق به سراغت خواهد آمد و اگر نفرت

بورزی نفرت !

یکشنبه پانزدهم مهر 1386 توسط سعید |

 

 

قلم بتراشم از هر استخوانم

 

 

مركب گيرم از خون رگانم

 

 

بگيرم كاغذي از پرده دل

 

 

نويسم بهر يار مهربانم

 

 

 

یکشنبه پانزدهم مهر 1386 توسط سعید |

یکم بخندی بد نیست !!

 

 آدمخوارها ترکه رو می گیرن می اندازن توی دیگه آب جوش بعد از

 

 مدتی ترکه شروع می کنه به خندیدن .بهش میگن چرا می خندی

 

می گه آخه ریدم تو آشتون!!!

 

 

 

از لره ميپرسن از چه تريپ لبي خوشت مياد؟ ميگه: از لب جو!!!

 

 

يه قزوينيه توي صف آخر نماز جمعه بوده، تو سجده آخر، يه كم

 زودتر از بقيه بلند ميشه، يه دفعه با هيجان ميگه: خدايا، به خاطر

اين دو ركعت نماز، من مستحق اينه همه نعمت نيستم!

 

 

توي پارك هاي قزوين نوشته شده: بچه ها گل بچينيد!!!

 

 

 

بچه یه اصفهانی شکم درد میگیره میبرنش بیمارستان دکتره بعد از عمل

 

 از اتاق عمل میاد بیرونو میگه الحمد و لله عمل با موفقیت انجام شد

 

 و ما این سکه 5 ریالی رو از شکم بچه در اوردیم اصفهانیه میره جلو

 

میگه آقای دکتر اول 5 ریال ما رو بدین حسابمون با هم قاطی نشه!!

 

 

 

اصفهاني يه با اتومبيلش وارد تعميرگاهي شدو به مکانيک گفت: لطفا يه

 

 استکان روغن توي موتور، يه ليوان آب توي رادياتور بريزين. مکانيک

 

 گفت: لاستيکاتون هم کم بادن اجازه بدين توش کمي سرفه کنم!!!

 

 

 

يه اصفهاني مي گن اگه سردت شد چيكار مي كني؟ مي گه ميرم بغل

 

بخاري.مي گن اگه خيلي سردت شد چي؟مي گه ميرم به بخاري نزديك تر

 

 ميشم.  مي گن اگه خيييلي سردت شد چي ؟ميگه ميرم به بخاري مي

 

چسبم. مي گن اگه خيييييلي خيييلي سردت شد چي ؟مي گه ميرم بخاري

 

رو روشن مي كنم!!!

 

 

رشتیه میره تو یک خانه فساد، زنشو اونجا می بینه: میزنه زیر گریه

زنش میگه چی شده؟

میگه منو ببخش. منو اغفال کردن!!!! 

 

 

يك روز يك خانمي شمايل هواپيما را تو سينه اش آويزون كرده بود

 

يك جاهله هي سرك ميكشيد خانمه گفت: چيه آقا از اين هواپيما

 

خوشت آومده؟

 

جاهله گفت: نه ابجي از فرودگاش خوشم آمده!!!

 

 

 

به رشتي ميگن شما براي جلوگيري از بارداري چه كار ميكنيد؟

 

ميگه از خونه مييام بيرون در رو قفل ميكنم!!!

 

 
 

 

یکشنبه پانزدهم مهر 1386 توسط سعید |

عشق

 

عشق يعني مستي و ديوانگي

 


عشق يعني با جهان بيگانگي

 


عشق يعني شب نخفتن تا سحر

 


عشق يعني سجده با چشمان تر

 


عشق يعني در جهان رسوا شدن

 


عشق يعني اشک حسرت ريختن

 


عشق يعني لحظه هاي التهاب

 


عشق يعني لحظه هاي ناب ناب

 


عشق يعني قطره و دريا شدن

 


عشق يعني ديده بر در دوختن

 


عشق يعني در فراقش سوختن

 

 

 

یکشنبه پانزدهم مهر 1386 توسط سعید |



چنان باش که به هر کس بتوانی بگویی، مثل من رفتار کن!!!

sms_1384@yahoo.com

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

نازترین عکسهای ایرانی

نیازمندیهای ایران


اس ام اس تبریک نوروز 88
همه چیز در مورد علی دایی
دانشجویان در ملل مختلف
خدا نصيبتان نکند
خدا نصيبتان نكند
خدا نصيبتان نكند
چقدر عیالتان را دوست دارید ؟!
ایده بده , پاداش بگیر !

هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته چهارم بهمن 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته اوّل بهمن 1387
هفته چهارم دی 1387
هفته سوم دی 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آذر 1387
هفته سوم آذر 1387
هفته دوم آذر 1387
هفته اوّل آذر 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته دوم مهر 1387
هفته اوّل مهر 1387
هفته چهارم شهریور 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386
هفته چهارم آبان 1386
هفته سوم آبان 1386
هفته چهارم مهر 1386
هفته سوم مهر 1386
هفته دوم مهر 1386
هفته اوّل مهر 1386
هفته چهارم شهریور 1386
هفته سوم شهریور 1386
هفته دوم شهریور 1386
هفته اوّل شهریور 1386
هفته سوم مرداد 1386
هفته چهارم تیر 1386
هفته دوم تیر 1386
هفته دوم فروردین 1386
هفته اوّل فروردین 1386
هفته چهارم اسفند 1385
هفته چهارم بهمن 1385
هفته سوم بهمن 1385
هفته دوم بهمن 1385
هفته سوم آذر 1385
هفته دوم آذر 1385
هفته اوّل آبان 1385
هفته اوّل مهر 1385
هفته چهارم شهریور 1385
هفته سوم شهریور 1385
هفته اوّل شهریور 1385
هفته چهارم مرداد 1385
هفته اوّل مرداد 1385
هفته چهارم خرداد 1385
هفته سوم خرداد 1385
هفته دوم خرداد 1385
هفته سوم فروردین 1385
هفته دوم فروردین 1385
هفته اوّل فروردین 1385
هفته چهارم اسفند 1384
هفته چهارم آذر 1384
هفته سوم آذر 1384
هفته دوم آذر 1384
هفته اوّل آذر 1384
هفته چهارم آبان 1384
هفته سوم آبان 1384
هفته دوم آبان 1384
هفته اوّل آبان 1384
هفته چهارم مهر 1384
هفته سوم مهر 1384
هفته دوم مهر 1384
هفته اوّل مهر 1384
هفته چهارم شهریور 1384
هفته سوم شهریور 1384
هفته دوم شهریور 1384
هفته اوّل شهریور 1384
هفته چهارم مرداد 1384
هفته سوم مرداد 1384
هفته دوم مرداد 1384
هفته اوّل مرداد 1384
هفته چهارم تیر 1384
هفته دوم تیر 1384
هفته اوّل تیر 1384
هفته چهارم خرداد 1384

** برق قدرت (وبلاگ خودمه) **
۞ ۞ ساحل درون ۞ ۞
پرسپوليس رو عشق است
تبسم باران
سلام به روی ماهت
** آرزوهاي پرنسس کوچولو **
عکس خوانندگان
دانلود جدیدترین آهنگهای ایرانی
عشق يعني زندگي
مدل لباس
** رعنا جون **
-- عکسهای خفن ایرانی --
**راهی برای پیشرفت**
تا شقايق هست زندگي بايد کرد...
دنیای خنده
متال باز
عشق همیشگی
آرتین کوچولو و قصه هایش
** ستاره جون **
رفتم که دیگر برنگردم
هانیه خانوم
:۩۩ عکسهای خوشگل با هزار تا مشکل۩۩
عضو شو بازي كن جايزه ببر
×××(خپل)×××

RSS 2.0